پایگاه اطلاع رسانی انجمن مددکاران اجتماعی ایران

اورژانس اجتماعی حد فاصل خانه و کلانتری است

«حسن موسوی چلک» مدیرکل آسیب های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

نویسنده: فاطمه جمال پور

اروژانس اجتماعی

عکس: مهر

شاید شما هم ون های سفید و بنفش اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی را در گوشه و کنار میادین و پارک ها دیده باشید، خودروهایی که بی شباهت به اورژانس پزشکی نیست.
خیلی ها حتی نمی دانستند چه فرقی با اورژانس پزشکی دارد. بعضی دیگر هم که می دانستند با دیدن کودک آزاری، زنان خیابانی، کارتن خواب ها و هر آسیب اجتماعی ای با شماره ۱۲۳ تماس می گرفتند.

حالاچند وقتی است که خیابان ها از حضور این ون های سفید و بنفش خالی شده و رییس سازمان بهزیستی از ابلاغ بخشنامه ای برای توقف گشت سیار اورژانس و جست وجوی آسیب ها تا اطلاع ثانوی خبر می دهد. انگار نیامده رفته اند. این بخشنامه بهانه ای بود تا با حسن موسوی چلک مدیرکل دفتر آسیب های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و موسس اورژانس اجتماعی در ایران، درباره چگونگی ظهور این ون های سفید و بنفش، عملکردشان و ضرورت های وجودشان گفت وگو کنیم.

آیا اورژانس اجتماعی صرفا یک تجربه بومی شده برای جلوگیری از آسیب های اجتماعی بود یا چیز دیگری؟

تا پیش از سال ۷۸ و ایجاد اورژانس اجتماعی در سازمان بهزیستی این رویکرد حاکم بود که آسیب دیدگان اجتماعی باید بعد از دستگیری و زندان وارد سازمان شوند و این درحالی بود که سیستم مددکاری اجتماعی باید مانع دستگیری و زندان رفتن افراد شود. در آن زمان، سازمان بهزیستی کشور جزیی از وزارت بهداشت بود. من مددکاری بودم که تجربه کار در حوزه اورژانس پزشکی و درمان معتادان خودمعرف را دارا بود و در این سال از بهزیستی استان مرکزی به بهزیستی کشور منتقل شدم و ترکیب این دو تجربه با راهنمایی دکترکاظم طباطبایی منجر به ایجاد مرکز مداخله در بحران فردی، خانوادگی و اجتماعی (اورژانس اجتماعی) شد.

در ابتدا اورژانس اجتماعی مخالفان زیادی داشت، مخالفانی حتی درون دفتر آسیب های اجتماعی سازمان بهزیستی حضور داشتند اما تحلیل آمارها نشان می داد بازتوانی افراد پس از زندان بسیار دشوار است و چاره دیگری نیست. هدف از اورژانس به حداقل رساندن زمان دسترسی مردم به منابع اجتماعی عنوان شد تا به این ترتیب میزان آسیب وارده به افراد کاهش یاید. با آغاز فعالیت اورژانس تحلیل مستمر و پی بردن به توزیع و پراکندگی آسیب های اجتماعی امکان پذیر شد و اطلاعاتی که تا پیش از آن دست نیافتنی بود استخراج می شد. در ادامه فعالیت اورژانس جای خالی مراکز نگهداری از زنان خیابانی، کودکان کار و خیابان و. . احساس می شد و خانه های سلامت برای نگهداری از دختران فراری، مراکز نگهداری از کودکان کار و خیابان، مراکز کاهش طلاق و… ایجاد شد و این مراکز قدرت پاسخگویی اورژانس را افزایش داد.

گشت سیار اورژانس اجتماعی در ابتدا خیلی فعال نبود و هر مرکزی از خودروی خود برای مراجعه به منازل یا جاهای دیگر برای حمایت از افراد استفاده می کردند. گشت سیار در سال ۸۳ فعال شد و خط تلفن ۱۲۳ اورژانس پزشکی تهران به لطف نسبت خانوادگی معتمدی، وزیر ارتباطات با مدیرکل امور آسیب دیدگان اجتماعی وقت به بهزیستی واگذار شد.

اورژانس در طی سال های فعالیتش فراز و فرودهای زیادی را داشته به نظر شما علت چیست؟

مشکل اورژانس مشکل تغییر مدیریت هاست، چرا که مدیران عادت دارند کار خوبی را که مسوول پیشین انجام داده بی فایده جلوه دهند. عده ای که تا دیروز مخالف اورژانس بودند و امروز مدیریت این بخش را به عهده گرفتند، طبیعی است که مخالف اورژانس باشند و می خواهند اورژانس را کمرنگ کنند. اما واقعیت این است که پزشکان نمی توانند متولی حوزه اجتماعی باشند، کار اجتماعی، مدیر اجتماعی می خواهد. آنهایی که دل به تعطیلی اورژانس بستند دل شان را خوش نکنند، چرا که آیین نامه اورژانس به تصویب بالاترین نهاد اجرایی یعنی هیات وزیران رسیده است و امروز اورژانس یک مطالبه اجتماعی است.

هدف از ایجاد اورژانس اجتماعی چه بوده؟ آیا اورژانس در طول سال های فعالیتش توانسته به اهدافش برسد؟
هدف از اورژانس اجتماعی سوق دادن مردم به سمت منابع اجتماعی به جای مراجع قضایی و انتظامی بود و در واقع اورژانس حدفاصل خانه و کلانتری است. اگر متهم زندان برود برای همیشه سوءپیشینه خواهد داشت اما اگر توسط اورژانس ساماندهی شود این اتفاق نمی افتد. اورژانس در شناسایی کانون های آسیب های اجتماعی و نشان دادن پراکندگی آن بسیار موفق است؛ چرا که می تواند کمک کند متهم مجرم نشود. متهم اگر به نزد قاضی برود به گونه ای سخن می گوید که اگر متهم است مجرم نشود حال آنکه ارتباط کارشناس و مامور با فرد آسیب دیده متفاوت است.

ارزیابی شما از روند رشد آسیب های اجتماعی و مدیریت آن در کشور چیست؟خلامدیریت آسیب ها در کشور به نظر شما کجاست؟

طرح های ضربتی زیادی برای برقراری امنیت در جامعه اجرا شده است؛ از برخورد با اراذل گرفته تا مفاسد و خرده فروشان، اما مدیریت و کنترل آسیب های اجتماعی با طرح های ضربتی و تشکیل پرونده قضایی امکان پذیر نیست؛ چرا که اگر اینچنین بود باید تعداد پرشمار پرونده های قضایی کاهش می یافت و این امر در تعارض با روند افزایشی پرونده های قضایی قرار دارد. هندوستان این همه جمعیت دارد اما تنها یک میلیون و ۲۰۰ هزار پرونده قضایی دارد، این در حالی است که در کشور ما مسوولان از آمارهای ۹ میلیونی، ۱۱ میلیونی، ۱۳ میلیونی و ۱۶ میلیونی، پرونده قضایی سخن می گویند.

اگر کمترین رقم اعلام شده یعنی ۹ میلیون پرونده که تنها ۲۵۰ هزار پرونده اش مربوط به مواد مخدر است را بپذیریم این موضوع نیز نشان از ناکارآمدی رویکرد در زمینه آسیب های اجتماعی دارد، چرا که هنوز نگاه به مساله آسیب ها امنیتی است. مهم ترین راهکار در این زمینه تسهیل دسترسی هاست چرا که با رویکرد صرفا امنیتی قضایی انتظامی نمی توان حوزه آسیب های اجتماعی را به صورت پایدار مدیریت کرد. تا زمانی که دسترسی مردم به منابع اجتماعی افزایش پیدا نکند، همچنان تعداد کلانتری ها و زندان ها افزایش می یابد.

اگر آسیب دیده به جای زندان به مرکز مداخله در بحران سوق داده شود در این صورت دارای سوءپیشینه نمی شود. آیا سن اعتیاد بالارفته است؟ آیا نگران اعتیاد دختران نیستیم؟ آیا نگران کاهش سن و افزایش مواد مخدر خطرناک صنعتی وشیمیایی نیستیم؟

زورگیرانی که اخیرا دستگیر شدند اغلب سابقه زندان داشتند، رفتند زندان و آمدند برایشان چه کار کردیم؟ هر از چندگاهی از دور جدید برخورد با اراذل خبر می دهند اما مگر با برخورد دوره ای با اراذل می توان امنیت اجتماعی را برقرار کرد، امنیت اجتماعی باید استقرار داشته و پایدار باشد و با برخورد قهری برقرار نشود. دادگستری و کلانتری را اگر گلستان هم کنید، دادگستری و کلانتری است. با تقویت مداخلات اجتماعی قبل از مداخلات قضایی انتظامی می توان قضازدایی انجام داد، ورودی زندان را کاهش داد، افراد قبل از اینکه دچار سوءپیشینه شوند شناسایی می شوند، متهم وقتی پیش قاضی می رود به گونه ای جواب می دهد که اگر متهم است مجرم نشود؛ حال آنکه در اورژانس نوع ارتباط افراد با کارشناس ها متفاوت است. مدیریت استراتژیک ما در حوزه اجتماعی نیاز به بازسازی دارد. باید دسترسی مردم به منابع و خدمات اجتماعی تسهیل شود و این امر قبل از بروز مشکل، حین و بعد از آن انجام شود.

در حال حاضر مسوولان بهزیستی از توقف گشت سیار اورژانس خبر می دهند و ادامه فعالیت این گشت را منوط به اعمال نظر کمیته تخصصی عنوان می کنند، آیا توقف گشت سیار با ماموریت های ذاتی اورژانس در تناقض نیست؟

من نمی دانم کمیته تخصصی مورد نظر آنها چیست اما در آیین نامه به صراحت در زمینه تیم سیار صحبت شده است. فلسفه اورژانس این است که به سراغ مردم برود. به ویژه در حوزه آسیب ها مراجعه به کانون آسیب ها از ضروریات است. آیین نامه اورژانس هم بر شبانه روزی بودن، رایگان بودن، تخصصی و در دسترس بودن اورژانس تاکید دارد و لذا خدمات سیار اورژانس جزیی از آیین نامه اورژانس اجتماعی است؛ باید مددکاران اجتماعی اورژانس به جایی بروند که آسیب آنجاست و پیش از پلیس در مکان جرم حاضر شوند.

تا پیش از اورژانس عمده وظیفه مددکاران اجتماعی این بود که فیش مستمری بدهند و مهر رایگان بزنند. اورژانس اجتماعی خدمات روانشناسی را که همیشه در یک اتاق مشاوره و روانشناسی در بسته بود به سطح جامعه آورد. برای کاهش آسیب ها، ضروری است رویکرد مرکز محوری کمرنگ شود؛ اگر اورژانس به پستوی مراکز برود از هدف خود دور شده است.

آینده اورژانس را چگونه ارزیابی می کنید؟

براساس آیین نامه اورژانس اجتماعی تا پایان سال ۹۲ تمام شهرهای بالای ۵۰ هزار نفر دارای اورژانس می شوند. اختصاص بودجه مجزا به اورژانس اجتماعی امری حیاتی است که در حال حاضر میسر نیست اما وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به موجب آیین نامه موظف است از برنامه اورژانس اجتماعی حمایت کند. برای انجام کار موثر هیچ گاه کمبود منابع مالی وجود ندارد. چنانچه آسیب های اجتماعی نیز در وزارت ردیف بودجه نداشت اما فراهم می شد. مشکل، نداشتن مدیریت منابع مالی و استراتژی مشخص برای اداره امور است و حضور مدیران غیرمرتبط و غیر متخصص در حوزه اجتماعی.

نظرتان در زمینه ضابط قضایی شدن مددکاران اجتماعی اورژانس اجتماعی چیست؟ آیا در آیین نامه اورژانس به این موضوع پرداخته شده است؟

اساس کار اورژانس اجتماعی پذیرش به صورت خودمعرف است و لزومی به اخذ مجوز از مراجع قضایی نیست، بیشتر مراجعات به اورژانس خودمعرف است؛ ضمن اینکه باید آنقدر فرهنگ مردم توسعه یابد که به جای تماس با پلیس ۱۱۰ با ۱۲۳ تماس بگیرند اما مواردی که نیاز به مداخله اورژانس باشد مراجع قضایی و انتظامی لازم است مداخله کنند و حمایت داشته باشند.

آیین نامه دولت نمی تواند برای قوه قضاییه تکلیف ایجاد کند اما برای وزارت دادگستری وظایفی برای افزایش هماهنگی در نظر گرفته شده است. در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان که در مجلس مانده پیشنهادهایی برای ضابط قضایی شدن اندیشیده شده است. باید مردم، اورژانس را بشناسند و خودشان مختار باشند که کلانتری را انتخاب کنند یا اورژانس را. اورژانس اگر قرار باشد با زور کارش را جلو ببرد تاثیر گذار نخواهد بود و شعبه شماره دو کلانتری می شود.

چندسالی است که ارایه آمارهای آسیب های اجتماعی از کانال اورژانس، خط قرمز محسوب می شود نظر شما در زمینه ارایه آمار آسیب های اجتماعی چیست؟

در زمینه ارایه آمارهای آسیب ها، دونوع نگاه وجود دارد. یکی این است که برای اینکه بتوانیم مردم را حساس کنیم باید بخشی از آمار و اطلاعات را بدهیم که نشان دهیم همه چیز امن و امان نیست و ارایه آمار از سوی مراجع رسمی عددسازی ها را به حداقل می رساند. بخشی از آمارها هم برای مسوولان و سیاستگذاران است تا به تعبیری سیاه نمایی نشود و احساس یاس و ناامیدی در جامعه ایجاد نشود. اما ارایه ندادن هیچ نوع آمار، تحت هیچ شرایطی قبول نیست. ارایه ندادن آمار فرار از مسوولیت است. باید آمارها به گونه ای آمار شود که واکنش های منطقی نسبت به آن واقعیت از طرف مردم و مسوولان ایجاد شود.

 

منبع: روزنامه شرق ، شماره ۱۶۴۶ به تاریخ ۲۴/۱۰/۹۱، صفحه ۷ (جامعه)

مطالب مرتبط