پایگاه اطلاع رسانی انجمن مددکاران اجتماعی ایران

برنامه پلیس برای ساماندهی زنان ویژه

عمر لاپوشانی کردن آسیب‌های اجتماعی به سرآمده، عصر شتر دیدی ندیدی و پاک کردن صورت مساله گذشته است ؛ برای همین است که نام زنان خیابانی حالا در کنار واژه ساماندهی برده می‌شود آن‌هم از زبان رئیس پلیس امنیت اخلاقی کشور.

تلاش های جام جم برای گفت و گو با این مقام مسئول به نتیجه نرسید، اما صحبت های کوتاه او با مهر حاکی از تشکیل کارگروهی است که هدفش ساماندهی زنان ویژه است.

مسعود زاهدیان عملکرد دستگاه های متولی ساماندهی افراد آسیب دیده بویژه ارائه خدمات بازپروری به آنها را ضعیف می داند برای همین در این گفت و گو این ضعف ها و نیز نیازهای برطرف نشده زنان خیابانی را انگیزه ای برای پلیس امنیت دانسته تا با تشکیل کارگروهی ویژه هم طرحی برای بازپروری زنان خیابانی ارائه دهد و هم در سراسر کشور موضوعات مربوط به آنها را پیگیری کند.

به گفته زاهدیان، پلیس امنیت اخلاقی طرح شناسنامه دار کردن این زنان را نیز در دستور کار دارد؛ طرحی که جزئیات زیادی درباره آن منتشر نشده، اما طبق گفته های او فایده اش این است که مشخصات و پیشینه زنان خیابانی دستگیر شده در سامانه پلیس قرار می گیرد و هرگاه این زنان دستگیر شوند، سوابقشان رصد می شود.

ساماندهی، واژه ای ناسور

این نخستین بار نیست که موضوع ساماندهی زنان خیابانی پیش کشیده می شود. در سال های گذشته نهادها و دستگاه های مختلفی به نام ساماندهی وارد این حوزه شده اند، از نیروی انتظامی گرفته که پیشقراول برخورد با این پدیده است تا وزارت کشور که ساماندهی زنان خیابانی را همواره جزو اولویت هایش اعلام می کند و بهزیستی و شهرداری که بازپروری و توانمندسازی این زنان را در دستور کار قرار می دهد.

با این حال هنوز این معضل رفع نشده است، چون زن خیابانی به باور عموم جامعه شناسان و روان شناسان بیش از آن که مجرم باشد، محصول نابسامانی های اجتماعی است و تا این بستر نامناسب رو به بهبود نرود، خیابانی شدن زنان نیز پایانی نخواهد داشت؛ در حالی که برنامه ریزان و مجریان کمتر به این موضوع توجه دارند.

البته آمار دقیقی در دسترس نیست تا نشان دهد پلیس و بقیه نهادهای مرتبط با آسیب های اجتماعی انرژی و هزینه خود را صرف جامعه ای با چه تعداد جمعیت می کنند، اما مشاهدات عینی و البته ارزیابی های جامعه شناسان نشان می دهد که تعداد زنان خیابانی در حال رشد و سن این زنان در حال کاهش است.

با این حال برخی آمارها در این حوزه ارائه می شود که حکایت از حساس بودن شرایط دارد، از آمارهایی که می گوید ۷۰ درصد زنان خیابانی فقر فرهنگی و مشکلات خانوادگی دارند تا آمارهایی که ۵۰ درصد آنها را دچار اختلالات روانی، ۱۰ درصدشان را معتاد و پنج درصد آنها را آلوده به ویروس اچ آی وی و هپاتیت می داند.

زن خیابانی یا آسیب دیده

از دید عموم مردم، زنی که در خیابان بچرخد و مرتکب کارهای خلاف شرع و عرف شود خیابانی است، پلیس هم تقریبا چنین تعریفی از زن خیابانی دارد و برای برقراری امنیت، این زنان را از سطح خیابان ها و محله ها جمع می کند.

دستگاه قضایی هم حکم به مجرم بودن این زنان می دهد و سیاستش جمع کردن آنها از انظار عمومی است در حالی که اگر رشته کار به دست آسیب شناسان و مددکاران اجتماعی بیفتد، آنها با عینکی دیگر به موضوع نگاه می کنند.

رئیس انجمن مددکاران ایران چنین عینکی به چشم دارد. سیدحسن موسوی که واژه خیابانی را برای این زنان درست نمی داند و به جای آن لفظ آسیب دیده یا قربانی را می پسندد، رویکرد جرم انگارانه با این پدیده را مغایر با کارهای بازپروری می داند، در حالی که اکنون به گفته او جرم دانستن بر بازپروری سبقت دارد. این مددکار اجتماعی، برخورد قهری با این زنان، دستگیری و طرد آنها از اجتماع را منتهی به اصلاح آنها نمی داند، بلکه تلاش برای توانمند کردن آنها و سالم کردن محیط زندگی شان را شاه کلید حذف این معضل می داند.

به گفته موسوی، آسیب های اجتماعی موضوعاتی چند وجهی است و در آن ریشه ها مهم تر از شاخ و برگ هاست، در حالی که همه زنانی که درگیر مسائل اخلاقی هستند، لزوما در خیابان تردد ندارند و مدت هاست حرفه ای های این عرصه از درون خانه ها یا پاتوق ها فعالیت می کنند.

او به همین دلیل طرح های جدید برای ساماندهی کردن این زنان را درست نمی داند، چون به گفته او مرز ساماندهی بیشتر اوقات با برخوردهای قهری قاطی می شود و نتیجه آن می شود که زنان دارای مشکل اخلاقی از چهارراه ها جمع شده و به خانه ها و زیرپوست شهر می خزند.

رئیس انجمن مددکاران ایران، امکانات موجود کشور از لحاظ مراکز بازپروری و نیز مصوبات قانونی را نیز برای ساماندهی این موضوع کافی می داند و می گوید: مراکز بازپروری سازمان بهزیستی که اکنون در بیش از ۲۰ استان کشور فعال است، می تواند بخوبی در امر بازپروری فعال باشد.

او در این میان فقط نگران سه موضوع است، یعنی این که زنان آسیب دیده که به تن فروشی افتاده اند، خودشان را باور ندارند و قبول کرده اند که دیگر اصلاح نمی شوند، دیگر آن که خانواده آنها را طرد کرده اند و سوم این که جامعه حاضر به پذیرش آنها نیست یا اگر به ظاهر آنها را بپذیرد قصد سوءاستفاده یا بهره کشی از آنها را دارد. به باور موسوی، اگر بتوان نگاه فرد به خودش و نگاه خانواده و اجتماع به او را تصحیح کرد، بسیاری از این زنان در مراکز بازپروری در مسیر اصلاح قرار خواهند گرفت.

با مشتری ها برخورد شود

این که زنان ویژه یا خیابانی که آسیب شناسان اجتماعی آنها را قربانیان شرایط و آسیب دیده می دانند، باید هر چه زودتر فکری برای اصلاح مسیر زندگی شان بشود، موضوعی است که همه بر آن اتفاق نظر دارند، اما برخی صاحب نظران این اصلاح را نه از مسیرهای متداول بلکه از مسیرهایی که تا کنون در کشور امتحان نشده، میسر می دانند.

انور صمدی راد از آسیب شناسان اجتماعی به جام جم توضیح می دهد که برای کاستن از عوارض حضور زنان آسیب دیده در اجتماع ابتدا باید کاری کرد تا هیچ زنی به زن ویژه تبدیل نشود، چون افراد آسیب دیده فارغ از این که زن هستند یا مرد، به دلیل محرومیت های شدید و آسیب های عمیقی که دیده اند، در یک دور باطل و معیوب گرفتار می شوند که سرانجام به ضرر جامعه تمام می شود.

گام دوم نیز این است که به این پدیده از زاویه ای دیگر نگاه کنیم، یعنی به جای این که همچنان رها بودن زنان در خیابان و کسب درآمدهای آنها را از راه های نامشروع زیر ذره بین بگیریم این بار بر مشتری های این زنان یعنی مردانی که مرتکب کارهای غیراخلاقی می شود، تمرکز کنیم.

در واقع صمدی راد منتقد سرسخت فرهنگی است که می گوید تا زن بد نشود هیچ مردی به خطا نمی افتد. او کشورهایی را مثال می زند که در آنها با مردانی که مشتری چنین زنانی هستند، برخورد می کنند و نتایج خوبی دیده اند. به گفته این آسیب شناس اجتماعی، در آمریکا پلیس های زن با پوشیدن لباس های شخصی، مردانی را که خود را مشتری آنها معرفی کرده اند دستگیر می کنند، چون معتقدند اگر تقاضا نباشد هیچ وقت عرضه اتفاق نمی افتد.

البته در جامعه ما که همواره بر حجب و حیای زن تاکید دارد و نجابت و خویشتنداری را برای زنان واجب تر از مردان می داند، داشتن چنین رویکردی نیاز به تغییر باورها دارد، اما آنچه بدیهی است این است که وجود زنان و مردانی که مرزهای اخلاق را در جامعه می شکنند، سبب ناامن شدن اجتماع و سست شدن بنیان های خانواده می شود در حالی که تک تک این افراد نیز در معرض انواع آسیب، خطر و بیماری قرار دارند.

مریم خباز – گروه جامعه
منبع: جام جم آنلاین

مطالب مرتبط