پایگاه اطلاع رسانی انجمن مددکاران اجتماعی ایران

به بهانه روز جهانی خانواده: خانواده های ایرانی خیانتکار نیستند

در تقویم سازمان ملل متحد، ۱۵ می هر سال به عنوان روز جهانی خانواده معرفی شده است.

خانواده، یکی از مهمترین نهادهای هر جامعه در طول تاریخ، حداقل بعد از اختراع خط و از شروع تاریخ بوده است. در حال حاضر خانواده در جوامع مختلف، شکل های مختلف به خود گرفته اند اما در نهایت چارچوب مفهومی مشترکی دارند و می توان بر این تعریف حداقلی اجماع کرد گروهی است از افراد که عواطف بی واسطه باهم دارند و  با همخونی، ازدواج قانونی یا عرفی یا سفره و سقف مشترک به هم وابسته هستند. به این تعریف در نقاط مختلف جهان اجزای دیگری اضافه می شود و از خانواده های کمونی تا خانواده های گسترده پدرسالارانه را نیز دربر می گیرد.

این تعریف حداقلی، حفظ خانواده را مهم می نماید. دلیل آن هم این است که خانواده “واحد بنیادین جامعه است” و سازمان ملل متحد برای حفظ محیط زیست و اجتناب از تحولات وحشتناک آب و هوایی دست به دامان مفهوم خانواده شده است و شعار سال ۲۰۱۹ روز جهانی خانواده را بر این محور استوار کرده و از مردم جهان خواسته از ظرفیت خانواده برای یافتن راهی برای ایجاد توسعه پایدار در بعد محیط زیست بهره گیرند.

ستون یک واحد خانواده هم در همه جای جهان ارتباط بین زوجین است- حتی  جوامعی که ازدواج زوجین هم جنس را  پذیرفته اند هم به این ستون قائل اند. مهمترین ضربه ای هم که می توان این ستون را سست و متلاشی کند خیانت است. خیانت در امانتی عاطفی که زوجین در آغاز عهد ازدواج به هم می سپارند. این خیانت بی اغراق و بی تردید، سخت ترین دلیل از هم پاشیدگی یا سست شدگی خانواده های متمرکز و هسته ای است.

بر اساس پژوهش هایی که انجام شده به استثنای کشور تایلند که دلیل خیانت زوجین در آن تقریباً مشخص است، بالاترین نرخ خیانت در عهد ازدواج به  اروپاییها به ویژه کشورهای اسکاندیناوی اختصاص دارد. این نرخ البته به تحولات فلسفی مردم اروپا مخصوصا در جوامع نوردیک و اروپای شمالی قابل استناد است.

ذات موضوع به گونه ای است که یافتن آماری دقیق از خیانت کمی دشوار است و به طریق اولی در جوامع مذهبی، ادعای خیانت پیشگی یا رفتار خارج از عرف در پیوند ازدواج به مراتب دشوارتر است. اما مشاهدات و پژوهش های متعددی که در سراسر جهان انجام شده و می شود ما را به این حقیقت می رساند که التزام زوجین به یکدیگر با وجود سطح نیرومندی از کنترلگرهای نظم اجتماعی شامل دین، اخلاق، عرف و قانون بیشتر خواهد بود.

به هر ترتیب و در بدبینانه ترین حالت، در کشور تایلند همانگونه که گفته شد حدود ۵۶ درصد از افراد متأهل حداقل یک بار به همسر خود خیانت کرده اند و این عدد وقتی به اروپا می رسد به زیر پنجاه درصد می رسد. لازم به توضیح نیست که خیانت، سازه ای جدای از طلاق است که طبیعتا بعد از طلاق، مفهوم خیانت معانی متفاوتی می یابد.

با این احتساب و با توجه به این که مطابق  آخرین سرشماری، از ۲۴ میلیون خانوار ایرانی بیش از ۲۱ میلیون هنوز دو همسری هستند- اعم از آنهایی که سابقه طلاق در گذشته خود دارند یا آنهایی که فقط یک بار متأهل شده اند- که بخش اعظم آنها تا پایان عمر به هم وابسته می مانند، منطقی است که قاطبه همسران ایرانی را جزو همسران متعهد در دنیا بدانیم و سخن از نرخ بالای خیانت، حتی خیانت ذهنی و بالقوه با هیچ شاهد آماری یا پژوهشی قابل طرح نیست.

نرخ بالای طلاق و نرخ فزاینده خیانت در سراسر دنیا البته امری غیرقابل انکار است. این افزایش در راستای ضعیف تر شدن اخلاق و وفای به عهود اجتماعی در همه سطوح حتی در تجارت یا سیاست است.  نگاهی به روند آمارهای جهانی و ملی نشان می دهد که حتی درباره طلاق، روند رو به رشد بعد از مدتی کند می شود و این نشانگر آن است که خانواده و تعهد به آن در ذهن افراد متأهل کماکان اصالت دارد و دلیل عقلانی برای بر هم زدن تعهد وجود ندارد.

مشاوران خانواده گاهی ممکن است دچار سوگیری در اطلاعات بشوند و این سوگیری به تحلیلهای ناثواب منجر گردد که می تواند به دلایل زیر باشد:

  • مواجهه بیش از حد با پرونده های خیانت: وقتی مشاوری تنها و تنها با کیس های مرتبط با یک موضوع خاص در ارتباط باشد و به اندازه کافی داده های افراد دیگر را دریافت نکند ممکن است دچار خطا یا انحراف در واقعیت شود. مشاور تعلیم یافته باید به سلاح خویشتن داری در مقابل تعمیم غیرعلمی مجهز باشد.
  • پدیده تهران- ایران انگاری: این پدیده چند سالی هست که در سطوح مختلف بروز کرده  و تحلیلهای غیرواقعی را به دنبال آورده است به گونه ای که گاهی خشم اهالی سایر اقوام ایرانی را در پی داشته است. قطعا تهران با جمعیتی حدود یک پنجم کل کشور یک کلانشهر با قواعد و مختصات منحصر به فرد خود است که از بسیاری جهان اساساً قابل مقایسه با هیچ جای دیگر کشور نیست. از حیث اجتماعی و فرهنگی و پدیده های مرتبط با آن می توان ادعا کرد که با هیچ شهر دیگری در کشور قابل قیاس نیست. بنابراین در تعمیم رخدادهای تهران- حتی در صورت صحت در این شهر- به کل کشور باید به شدت محتاط بود.
  • عدم آشنایی کافی با مفاهیم و رویه های آماری و پژوهشی به ویژه در خصوص تعمیم یافته ها: یادمان باشد که بخش اعظم جامعه ایران هنوز در شهرها و روستاهای کوچک با کنترل اجتماعی قابل ملاحظه زندگی می کنند و معتقد به دین یا دستکم هم داستان با هنجار های اجتماعی اند. جامعه ایران هنوز یک جامعه ی عموماً سنتی است و جامعه هنجارپسند یا مذهبی به راحتی خیانت را بر نمی تابد.
  • عدم توجه کافی به معنای جامعه شناختی خانواده و تعهد و عدم آشنایی کافی با تحولات خانواده در عصر جدید: نباید هر نوع رابطه ای خارج از ارتباط دونفره زوجین را “خیانت” نامید. ارتباطهای کاری و شغلی یا حضور در شبکه های مجازی را نمی توان خیانت قلمداد کرد. وجود رابطه عاشقانه و صمیمیت خارج از عرف عمومی یکی از مهمترین اجزای تعریف خیانت است که طبعا بین هر دو نفری که باهم ارتباط اجتماعی برقرار می کنند ایجاد نمی شود و طرفین اندازه حریم خصوصی هم را نگه می دارند.
  • شوق عمومی جامعه برای اطلاعات زرد: در جامعه ایسنتاگرامیزه شده امروز خبرهای بد و ناگوار شیوع به شدت بیشتری نسبت به اخبار امیدوار کننده دارند و متخصصین هم بخشی از همین جامعه اند و اگر به اخلاق حرفه ای یا دانش حرفه ای مجهز نباشند یا سازمان صنفی-حرفه ای کافی برای نظارت بر گفته های عمومی متخصصین وجود نداشته نباشد ناخواسته ممکن است اطلاعات نادرستی منتشر کنند.
  • و …

به هر ترتیب و با نگاهی ملی – و نه تهرانی- به جامعه در حال گذار ایران به نظر می رسد که خانواده های ایرانی اگرچه به ویژه در میان جوانان، با چالشهای فلسفی فراوان در مورد ساختارهای اجتماعی و ایدئولوژیک مواجه شده اند اما کماکان باور به استحکام روابط زوجین به منظور حفظ نهاد خانواده و برای ایفای کارکردهای بی شماری که خانواده در ذات خود دارد نیرومند است. مشاهده و بیان واقعیات وظیفه ذاتی متخصصین است اما ارائه اطلاعات غیرعلمی و تأییدنشده و غیرمستند تنها به انحراف اذهان مردم و تشویق جامعه به رفتارهای آسیب زای اجتماعی و خارج از قاعده اخلاق منجر خواهد شد.

روز گرامیداشت مقام خانواده را بهانه ای کنیم برای هم پیمان شدن متخصصین علوم انسانی و اجتماعی برای ترویج روابط انسانی و تشویق شهروندان برای هدایت عواطف در مجرای سالم و عقلانی. کوبیدن بر طبل نومیدی در شرایطی که جامعه به واسطه تنگناهای اقتصادی به شدت تحت فشار و آسیب پذیر است خود، عملی خائنانه است که تاریخ این سرزمین آن را فراموش نخواهد کرد.

عباسعلی یزدانی

مددکار اجتماعی

۱+

مطالب مرتبط