پایگاه اطلاع رسانی انجمن مددکاران اجتماعی ایران

در حوزه آسیب های اجتماعی برنامه داریم؛ دغدغه نداریم!!!!

سیدحسن موسوی چلک

سیدحسن موسوی چلک

هر گونه برنامه ریزی برای کنترل و کاهش آسیب های اجتماعی مستلزم وجود مدیرانی است که در این زمینه دغدغه داشته باشند وبتوانند این دغدغه را به مدیران عالی منتقل کنند.

سید حسن موسوی چلک، رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران در گفت و گو با روزنامه آرمان معتقد است آسیب اجتماعی واقعیت جامعه ماست پس نباید امور اجتماعی را رنگ و بوی صرف سیاسی، قضایی و انتظامی دهیم. او می گوید: با آمار دشمنی نکنیم، اما سیاه نمایی هم نکنیم .من قبول دارم که با سیاه نمایی بهره برداری سیاسی در سطوح بین المللی علیه کشور انجام می شود اما این که بگوییم همه چیز آرام است هم درست نیست. او در گفت و گو با آرمان به کاستی های موجود برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی اشاره می کند و تغییر نگاه امنیتی به نگاه اجتماعی را ضروری می داند. موسوی چلک با تجربه ۲۰ ساله اش در حوزه آسیب های اجتماعی نسبت به شهری شدن و زنانه شدن آسیب های اجتماعی در کشور هشدار می دهد. گفت و گو با این کارشناس را می خوانید:

-آمارهایی که اخیرا حتی به صورت رسمی ازسوی مسئولان ارائه میشود، قابل توجه است و در موارد بسیاری کارشناسان از شیوع برخی آسیبها اظهار نگرانی می کنند. شما این روند را چگونه میبینید؟

هر جامعه ای در طول مسیر خودش با مسایل ومشکلات متعددی مواجه میشود که بخشی از آنها رنگ و بوی اجتماعی دارند البته در یک جاهایی تمایز قایل شدن بین امور فرهنگی و اجتماعی کار سختی است. یکی از این حوز هها آسیب های اجتماعی است.در جوامع مختلف تمهیدات متفاوتی را حسب شرایط برای کنترل این بخش انجام میدهند ما هم از این قضیه مستثنا نیستیم اما آن چه که الان در مورد این موضوع میدانیم این است که امروز آسیب اجتماعی واقعیت جامعه ماست پس امور اجتماعی را رنگ و بوی صرف سیاسی قضایی و انتظامی ندهیم. نکته دوم اینکه امروز ما شاهد تنوع آسیبهای اجتماعی در ایران هستیم تنوعی که هر چه جلوتر میرویم رنگ و بوی آسیبهای به آسیبهای ناشی از فضاهای سایبری گرایش پیدا میکند که ممکن است علائم اولیه زیادی نداشته باشد .

آسیبهای اجتماعی دماسنج اجتماعی است در جامعه ای که درجه این دماسنج بالاتر باشد آسیب اجتماعی بیشتر خواهد بود و در جامعه ای که این دماسنج درجه کمتری را نشان می دهد جامعه از سلامت بیشتری برخوردار است . آمار پرونده های قضایی (گرچه اعتقاد داریم همه این موارد مجرم و مفسد نیستند و ممکن است تنها جنبه حقوقی داشته باشد ) و روند رشد طلاق و کاهش ازدواج و …. نشان دهنده این است که آسیب اجتماعی را باید به عنوان یک مساله جدی نگاه کنیم و این نگاه ویژه مستلزم توجه به چند نکته است: اول این که با آمار دشمنی نکنیم، اما سیاه نمایی هم نکنیم.من قبول دارم که با سیاه نمایی بهره برداری سیاسی در سطوح بین المللی علیه کشور انجام میشود اما این که بگوییم همه چیز آرام است هم درست نیست. روند آمار ورودی به زندان،پرونده های قضایی، آمار ازدواج و طلاق و آمارهای دیگری که مسئولان سازمانهای مرتبط ارائه میکنند نشان دهنده این است که همه چیز آرام نیست.ممکن است به ظاهر آرام باشد اما آسیبهای اجتماعی رشد زیر زمینی شان را خواهند داشت. من اعتقاد دارم روند رشد آسیبهای اجتماعی در ایران از برنامه های اجرا شده جلوتر است گرچه اعتراف میکنم در ۵سال اخیر بیشترین اقدام اجرایی برای کنترل آسیبهای اجتماعی انجام شده است. من نگاه کارشناسی دارم نه سیاسی،

-سیاست گذار یها در مورد موضوعات اجتماعی چگونه است؟

باید در سیاست گذاری بازنگری کنیم من اعتقاد دارم که امور اجتماعی در ادوار مختف مظلوم واقع شده موید سخن من این است اگر به پنج قانون برنامه توسعه نگاه کنید تنها قانون برنامه چهارم رویکرد اجتماعی قوی داشت .در قانون برنامه توسعه در سیاست های کلی ارائه شده توسط مقام معظم رهبری، قو یترین و جامع ترین نگاه به سطوح مختلف پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در بیش از ۱۰ بند موجود است حتی یک بند خاص در مورد توسعه نظامهای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی در سیاست های کلی آمده اما در برنامه پنجم مغفول مانده است.

-نگاه واقع بینانه به امور اجتماعی که از آن صحبت میکنید چه ویژگی هایی دارد؟

این نگاه ایجاب میکند که ما امور اجتماعی را امنیتی نبینیم. نه اینکه امنیتی نیستند، در تمام دنیا بخشی از این موضوعات سیاسی امنیتی است ولی وقتی وجه غالب سیاسی امنیتی می شود مشکل ایجاد میشود و ما در سیاست گذاری هایمان هم همین نگاه را داریم. در حوزه اعتیاد قبلا معتاد را اعدام میکردیم و شلاق میزدیم اما آیا امروز سن اعتیاد پایین نیآمده؟ آیا دختران و زنان هم درگیر مواد مخدر نشدند؟امروز حوزه مرزها را میبندیم که کار خوبی است اما مواد مخدر صنعتی در آشپزخانه ها تولید می شود.

اینجاست که سیاست گذاریها باید متناسب با شرایط و با نگاه به آینده باشد.فراموش نکنیم که مسایل اجتماعی درنده خو هستند و به کسی رحم نمی کنند.در حال حاضر بحث تلفن همراه مطرح است اپراتور اول و دوم با هم رقابت می کنند و هر کدام خدماتی ارائه می دهند اما چه کسانی و برای چه مقاصدی از آنها استفاده می کنند. الان که رایتل هم افزوده شده و تصویری هم هست یعنی بخشی از حریم خصوصی را تحت تاثیر قرار می دهد. من مخالف استفاده از تکنولوژی نیستم اما قرار نیست تکنولوژی همه چیز مرا عوض کند. در قانون برنامه پنجم آن جایی که دولت موظف است در طر حهای ملی الزاما پیوست های فرهنگی داشته باشد اما کدام یک از طرحهای ما در ایران پیوست اجتماعی فرهنگی دارد.

ما شهرک صنعتی می زنیم اما عوارض را در نظر نمی گیریم. منشور اجتماعی شرکتها که مهمترین وظایفشان این است که بخشی از درآمدشان را برای تقویت امور فرهنگی اجتماعی هزینه کنیم .وقتی نگاه واقع بینانه داشته باشیم باید از همه ظرفیت ها استفاده کنیم .من الان اعتقادی به کاهش آسیبهای اجتماعی ندارم چرا که در شرایط کنونی اگر همه توانمان را هم انجام دهیم در نهایت شاید بتوانیم روند آسیب ها را متوقف کنیم که آن هم کار راحتی نیست .ما در کشور برنامه داریم اما دغدغه نداریم.

-چرا ؟ چه دلیلی دارد، آیا مسئولان حوزه های مربوطه دغدغه مند نیستند ؟

مدیران بخش اجتماعی عمدتا غیر اجتماعی هستند لذا توان درک صحیح پیچیدگی های این مسایل را ندارند.لذا هر وقت کم آوردندموضوع را انتظامی و قضایی می کنند. در واقع نگاه غیر اجتماعی می شود

-که تا الان هم همین رویکرد را داشته ایم؟

بله و موفق نبوده ایم. یک بار گشت ارشاد را می آوریم و یک بار جمع می کنیم. شاید یک جایی مسکن وار تاثیر داشته باشد من منکر این تاثیر نیستم اما وقتی امور اجتماعی را با رویکردی غیر متجانس با موضوعش بررسی می کنیم طبیعی است که این شرایط را داشته باشیم. ما در سال ۷۷ اعلام کردیم دهه ۸۰ دهه مسایل اجتماعی است. طبیعتا هر نوع برنامه ریزی در این حوزه باید با رویکرد آینده نگری باشد که باز در این حوزه هم ضعیف هستیم. بخش بعدی مشارکت مردم است ما اگر می خواهیم موفق باشیم باید مشارکت مردم را تقویت کنیم. سازمان تبلیغات اسلامی ظرفیت مناسبی است. می تواینم از منظر دین بررسی کنیم اما متاسفانه از این ظرفیت برای کنترل آسیبهای اجتماعی خیلی استفاده نکردیم. دین ما توبه را مطرح می کند، اما اگر من به هر دلیل سر از زندان در بیاورم تا آخر عمر سوءسابقه دارم. دین ما برا ی تر و خشک زندگی برنامه دارد. هر چقدر سرمایه اجتماعی افزایش داشته باشد آن جامعه از آسیب های اجتماعی کمتری برخوردار است. هر چقدر مسئولیت پذیری و آگاهی بیشتر باشد آن جامعه سالمتر خواهد بود اما سلامت اجتماعی دغدغه ما نیست

-برای پیشگیری چه باید کرد؟

باید رویکردهای اجتماعی را قو یتر از رویکردهای قضایی انتظامی کرد.باید مداخلات اجتماعی را مبنا قرار دهیم. هند با آن جمعیت یک میلیون و دویست هزار پرونده دارد.

-فعالیت سازمان های غیر دولتی را در حوزه آسیبهای اجتماعی چقدر موثر می بینید؟

معمولا نگاه ما در ایران به این سازمان ها این است که آنها را به عنوان یک مجری می بینیم تا در جایی دولت توان اجرا ندارد به عنوان لکه گیر فعالیت ها حاضر شود و خلاها را پر کند. در حالی که ما باید بستر را برای حضور سازمانهای دولتی در سه حوزه تصمیم سازی، اجرا و نظارت فراهم کنیم.
-اما بحث نظارت سازمانهای غیر دولتی چندان جدی گرفته نمی شود.

در قانون برنامه سوم بحث نظارت سازمانهای غیر دولتی آمده بود اما عملا اجرایی نشد.سازما نهای غیر دولتی از خودمان هستند و ما باید اصل را بر برائت و اعتماد بگذاریم. ممکن است برخی از این سازمان ها از اطلاعات استفاده های دیگر بکنند اما نباید همه را تعطیل کرد در صورت تخلف هم می توان مجوزشان را لغو کرد. فراموش نکنیم زمانی می توانیم در جامعه از سلامت روانی اجتماعی برخوردار باشیم که محور اصلی ما مردم و سازما نهای غیردولتی باشند. ما در این بخش باید ازدانش جهانی هم بهره بگیریم اما بومی سازی کنیم.

ما خود را جدا از جامعه جهانی ندانیم. به سمت رویکردها اجتماعی و محله محور حرکت کنیم. یکی از نیا زهای ما این است که تعامل منطقی و مثبتی میان جامعه دانشگاهی و حوز ه های اجرایی و سیاست گذار به وجود آید این مثلث امروز تشکیل نشده است.
-چرا کارشناسان و دانشگاهیان نتوانستند در این حوزه وارد عمل شوند؟

دانشگاه های ما هم خوب عمل نکردند متخصصان هم همین طو ر. حتی تشکل های اجتماعی هم خوب عمل نکردند شاید به همین دلیل است که ما را باور نکردند.شما امروز می بینید در کشور چند نظام وجود دارد سازمان نظامهای پزشکی، پرستاری، روانشناسی،مهندسی و دامپزشکی وجود دارد اما در حوزه اجتماعی هیچ چیز نداریم.

اموراجتماعی مظلوم و غریب است اما مسایل اجتماعی این گونه نیست. در آینده آسیب های اجتماعی تهدیدی جدی برای جامعه ماست.امروز حرمت ها درحال شکستن است. اگر دنبال نشاط جامعه هستیم باید هویت فرهنگی ( هویت دینی، ملی و قومی )را تقویت کنیم. در سرشماری سال ۹۰ نشان از شهری شدن جامعه دارد ( ۷۱ درصد شهری و ۳۹ درصد روستایی) .عموما آسیبهای اجتماعی شهری است چون انسجام در جامعه شهری کمتر و فرصت برای گرایش به آسیب های اجتماعی بیشتر است. حتی نوع معماری و مسکن در به وجود آمدن آسیب های اجتماعی نقش دارد.باید تمهیدی اتخاذ کرد.این شهری شدن وضعیت آسیب های اجتماعی را نگران کننده می کند.راجع به فضای سایبر صحبت کردید و استفاده از تکنولوژی. اخیرا سایت هایی برای همسریابی به راه افتاده است.

-نظرتان در مورد این پدیده و این گونه استفاده از تکنولوژی چیست؟
انتخاب همسر از طریق سایت هیچ نتیجه ای نخواهد داشت. منی که نتوانم در این جامعه شریک زندگی ام را انتخاب کنم چگونه در آینده خواهم توانست مسئولیت یک زندگی را به عهده بگیرم. در فضای سایبر خیلی چیزها واقعی نیست. آسیب های اجتماعی ناشی از فضای سایبر افراد سنین پایین را در بر می گیرد و میزان آسیب پذیری زنان و کودکان در این حوزه افزایش خواهد یافت یعنی در فضای سایبری جنس آسیب ها اجتماعی می تواند زنانه و نوجوانانه یا جوانانه شود.

-عملکرد آموزش و پرورش در حوزه آسیب های اجتماعی چگونه است؟

ما بهترین فرصت و بیشترین فرصت را در بهترین محیط داریم اما از آن استفاده مطلوبی نمی شود.آموزش و پرورش از گفت و گو در مورد آسیب هایی چون اعتیاد خیلی ترس دارد.مشکل ما این است که می خواهیم واقعیت را کتمان کنیم. آموزش و پرورش می تواند بهترین فرصت برای ارتقای شاخص های سلامت اجتماعی باشد. آموزش و پرورش یک نهاد اجتماعی است اما می بینیم در زمان جذب نیرو کمتر به جذب مددکاراجتماعی توجه می کند.در حالی که حضور مددکاران اجتماعی در مدارس می تواند کمک بزرگی به پیشگیری از آسیب های اجتماعی و ارتقاء سلامت اجتماعی درجامعه کند.

منبع:روزنامه آرمان

مطالب مرتبط