پایگاه اطلاع رسانی انجمن مددکاران اجتماعی ایران

مشروح سخنرانی فوق العاده رئیس انجمن با موضوع” آسیب های اجتماعی در دوران دفاع مقدس و مقایسه آن با امروز”

در تاریخ پنجشنبه ۸ مهرماه و به بهانه هفته دفاع مقدس از مجموعه سخنرانی های موسسه مطالعات دین و اقتصاد، آقای سید حسن موسوی چلک، کارشناس حوزه آسیب های اجتماعی و رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران به تشریح وضعیت آسیب های اجتماعی و سیاستگذاری اجتماعی حوزه آسیب ها در دوران دفاع مقدس و  مقایسه آن با وضعیت امروز پرداختند. وی در این سخنرانی ضمن تشریح جهت گیری سیاستگذاری های حوزه اجتماعی کشور در دوران بعد از انقلاب مقایسه آماری جالب توجهی از وخامت بعضی از آسیب ها و مسائل اجتماعی ایران از جمله، اعتیاد، بیماریهای مقاربتی، ازدواج و طلاق، سرقت و خشونت و امثالهم طی دهه های اخیر داشته اند که برای مدیران و مسئولین عالی حوزه امور اجتماعی می تواند کمک کننده و الهام بخش باشد.

مشروح سخنرانی ایشان را می توانید در ادامه بخوانید:

بسم الله الرحمن الرحیم
من هم خوشحالم که توفیق شد امروز خدمت دوستان برسم نه از این بابت که بخواهم به دانسته هایشان نکته ای اضافه کنم بلکه بیشتر از این باب که بهانه ای است برای گفتگو کردن راجع به یک موضوعی که علاقه مند نبودیم که در ایران درآن باره صحبت بکنیم به دلایل مختلف. الان هم که صحبت را شروع کردیم باز هم این نگاه شاید آن نگاهی که باب میل ما در حوزه اجتماعی است  درواقع نباشد. برای من فرصتی است که  مطالبی را ارائه بکنم. همانطوریکه فرمودند موضوع گزارش ما درباره آسیب های اجتماعی و جرائم هم در دوره دفاع مقدس است و مقایسه با امروز. من سعی کردم  گزارشی که خدمتتان تقدیم می کنم از سال ۵۹ تا ۶۷ و از ۸۶ تابعضی جاها ۹۳ یا ۹۴ باشد. اگر اجازه بدهید در همین شروع بحث یادی بکنیم از شهدا و جانبازان، ایثارگران با ذکر یک صلوات بر محمد و آل محمد.
چند نکته را در شروع بحثم احساس می کنم برای اینکه بتوانم مطالبم را برسانم و یک جایی ممکن است سوال یا ابهامی لابه لای گزارش پیش بیاد مطرح بکنم. یک اینکه واقعیت این است که ما در ایران نظام ثبت آماری دقیق در حوزه آسیب های اجتماعی و جرائم نداریم و به همین دلیل من بعضی جاها که به منابع مختلف رجوع می کنم انقدر تفاوت آماری بین دو منبعی که هر دو مرجع رسمی بودند روی یک موضوع وجود دارد نمی دانم که بتوان به کدام استناد کرد. نکته دوم اینکه ما درطول این سالها  تفاوت تعریف را داریم. مثال میزنم مثلا در حوزه اعتیاد فرد معتاد تا سال ۷۶ مجرم بود اما سال ۷۶ به معتادی که برای درمان مراجعه می کند بیمار گرفته شد قبلا چیزی حدود ۱۸ یا ۱۹ درصد زندانیان ما معتادین بودند به مرور زمان این آمار بیشتر شد. الان که رسیدیم دیگر معتاد زندان نمی رود، چک زندان نمی رود و یک جاهایی تفاوت های آماری در مقاطع مختلف به دلیل آن تفاوت های تعریفی است که درواقع داریم که یک جاهایی ما بعد از راه اندازی شوراهای حل اختلاف بررسی روند بعضی از جرائم و پرونده ها به نوعی دچار اشکال شد و گاهی اوقات یک کاهش جدی در آمار را داریم اما در واقعیت این نیست مرجع رسیدگی جای دیگر شد و آمار در این منبع رسمی ارائه نشد. یا بعضی از سالها ما در آمار رشد قابل انتظار یا کاهش غیر قابل انتظاری را داریم ؛ ان هم برمی گردد به اینکه ما گهگاهی طرح های ضربتی ایجاد می کردیم یا قانون تغییر می کرد بر اساس این ها آمارها در بعضی از سال ها درواقع متفاوت می شود و به همین دلیل نشان دهنده کاهش آن موضوع یا بهبود وضعیت نیست. فقط ما اقدامات فوری و فعالیت های بسیاری در کشور اجرا کردیم و آن موقع آمار جمع آوری معتادین یکباره بالا می رفت، در مقاطع مختلف  ما این وضعیت را داشتیم. آمارهایی که خدمتتان عرض می کنم همه آمارهای مراجع رسمی است. ما آمارهای محرمانه و سری هم داریم که از آنها نمی توانستم در این گزارش استفاده کنم چون که محدودیت است. من از گزارش هایی که خودم داشتم استفاده کردم، گزارش ستاد مبارزه با مواد مخدر، گزارش قوه قضاییه، گزارش های مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال کشور و پزشکی قانونی، آمار نیروی انتظامی  و آمارهایی که به نوعی آمارهای مرجع رسمی است را من ازشان استفاده کردم.
من یک مقدمه خیلی کوتاه می خواهم بگویم و آن این است که تقریبا در ایران برخورد ما با آسیب های اجتماعی به چند شکل بود. اوایل انقلاب شاید این موضوع خیلی موضوع جدی ای نبود و اصلا آسیب های اجتماعی دغدغه جدی ما نبود گرچه همانجا نیز رویکردی که ما اتخاذ کرده بودیم یک رویکرد کاملا خشن و از نظر من ناکارآمد در مدیریت آسیب های اجتماعی بود؛ ما معتاد را اعدام  می کردیم، شلاق می زدیم و نتیجه آن امروز این وضعیتی شد که الان شاهدش هستیم. مرحله دوم بعد از جنگ بود که آسیب های اجتماعی یواش یواش خودشان را نشان دادند. منتها به دلیل نگاهی که درواقع در کلان کشور درباره این موضوع وجود داشت، حق ورود و صحبت کردن راجع به این آسیب ها را کسی نداشت یعنی به نوعی تابو بود درحالیکه آسیب های اجتماعی رشد خود را داشت ادامه می داد. مقطع بعدی سال ۷۸ و ۷۹ بود. یکبار دیگر موضوع آسیب ها در ایران پررنگ شد و نشست های مختلف و گزارش های مختلف ارئه شد و همانجا نیز باز به دلیل مسائل سیاسی دولت گفت فیتیله را بکشید پایین. شما آمار می دهید تا جناح مقابل بهره برداری های سیاسی بکند. دوباره این موضوع فروکش کرد تا تقریبا سال های ۸۶ ۸۷، نه به دلیل اینکه ما پی به اهمیت این موضوع بردیم. من این را جاهای مختلف هم عرض کرده بودم….
مرحله دوم بعد از جنگ بود  که اسیب ها خود را آرام آرام نشان داد منتهی به دلیل  نگاهی که در کلان کشور نسبت به این مساله مشهود شده بود و دیگر نمی شد کاری کرد یه توجهی به موضوع اسیب های اجتماعی شد تا سال گذشته که خود مقام معظم رهبری  ورود خیلی جدی با مسئولین عالی کشور نسبت به موضوع اسیب های جدی داشت من با این مقدمه چند سوال می خواهم مطرح کنم.سوال اول اینکه اگر امار اسیب ها در دوران دفاع مقدس پایین  است ایا به این دلیل است  ما کار خاصی در دوران دفاع مقدس انجام دادیم ؟ ما جنگ را فرصت میدانیم اگر در بخش دفاعی و نظامی موفق شدیم جنگ فرصت را برای ما ایجاد کرد، حالاایا در حوزه اجتماعی هم ما این نوع فرصت ها را با جنگ داشتیم ؟حداقل در بخش اسیب های اجتماعی،ایا افزایش اسیب های اجتماعی که امروز همه نگران ان می باشند ناشی از پیامدهای ناشی از بعد از جنگ یا غفلت از پیامدهای فرهنگی اجتماعی جنگ در واقع نمی تواند محسوب شود ؟ ایا ما در نگاه سیاست گذاران در دو مقطع زمانی سال های دفاع مقدس و بعد از ان تفاوت نگاه را نمی بینیم؟ من فکر می کنم برداشت اولیه که ما داریم دوره اول نگاه ما کاملا امنیتی بود،در دوره جدید تفاوت نگاه را داریم گرچه امروز هم باز نوع نگاه ما واقعیت امنیتی داردایا نوع اسیب های ما در دو مقطع مورد بررسی تغییر کرده ؟که در ادامه به بررسی و پاسخ سوال ها می پردازیم.بحث زنان را ما در دو مقطع مورد بررسی،وضعیت و اسیب ها و جرایمشان را خواهیم داشت و طبیعتا  بحث تکنولوری که امروز می تواند یکی از محورهای کلیدی در حوزه اسیب ها اجتماعی باشد و سوال ها ی متعدد دیگر ،در واقع این سوال ورودی بود به بحثی که می خواهیم داشته باشیم.این گزارش پنج بخش خواهد داشت. بخش اول سیاست گذاری های ما در دو بخش زمانی است،بخش دوم ساختاری که ما در کشور برای مدیریت و کنترل اسیب های اجتماعی و جرایم داریم و در بخش بعدی چه منابعی چه خدماتی در کشور در واقع در دو مقطع داشتیم و بعد تحلیل وضع موجود است که امارها چه چیزهایی را دارند. در بخش سیاست گذاری ها قوانین برنامه توسعه را فقط ذکر نام می کنم. کتابی را که با همین عنوان مجوزش را از ارشاد گرفتم به عنوان سیاست گذاری اجتماعی در ایران در حوزه اسیب های اجتماعی،بعد از انقلاب هم تا برنامه ششم را مبنا قرار دادند در ان جا موضوع کاملا باز شده است.در بخش سیاست گذاری ها ما در خود دوران دفاع مقدس نگاه خاصی به اسیب های اجتماعی نداشتیم شاید قبل از دفاع مقدس سالی که قانون اساسی تصویب می شود به نوعی در اصل ده یک نیم نگاهی به موضوع تحکیم بنیان خانواده دارد اصل ۲۱ ان حمایت از زنان و مادران و کودکان  بی سرپرست در اصل ۲۹ رفاه اجتماعی و در اصل ۱۵۶ و در جز ۱۵۶ هم به پیشگیری از وقوع جرم در واقع یک بندی در داخل ان موضوع اماده بود،عمده سیاست گذاریهایی که ما در دوران دفاع مقدس و سلب اسیب های اجتماعی داشتیم یک نگاه بیشتر نبود و ان برخورد کاملا سلبی به موضوع اسیب های اجتماعی بود حالا کسانی که سن بالاتری دارند در خاطر دارند ما این معتاد را اعدام می کردیم  کسی که یه خال موی ان بیرون بود بی حجاب و بد حجاب اعلام می کردیم، شلاق می زدیم، تیغ می زدیم و کارهایی از این دست انجام می دادیم و در نهایت در امروز به وضعیتی رسیدیم که همه از اسیب های اجتماعی حرف می زدند،لذا ما یک نگاه بیشتر نداشتیم،اطمینان داشتیم برخورد قهری در حوزه های اجتماعی تنها نگاه ما می تواند باشد ،شما قوانین هم که بررسی می کنید در هیچکدام از این قوانین به موضوع اسیب های اجتماعی در واقع اشاره نشد شاید اولین بار در حوزه اعتیاد سال ۷۶ که قانون اصلاح می شود ما در قوانین به غیر از قوانین مربوط به توسعه این موضوع را داریم. ما اولین قانون توسعه را بعد از جنگ داریم. در چشم اندازی که الان داریم در دو مضمون آن ،مضمون اول و مضمون چهارم آن، برخی از مولفه های ان می تواند مرتبط به اسیب ها و جرایم باشد. بحث اخلاق ارزش های اسلامی می تواند به این بخش کمک بکند،تقویت نهاد مستحکم خانواده را داریم امنیت قضایی و اجتماعی را داریم سلامت را داریم رفاه را داریم و می توانیم به این مباحث در واقع اشاره کنیم.بحث فقر و فساد  و تعبیض هم کلیدی است که در سند چشم انداز امده است اما می بینیم که در برنامه های توسعه کشور اینجا با مظلومیت این حوزه اجتماعی را کاملا لمس می کنیم.در برنامه اول سیاستی نبود،به صورت کلی نوشته شده بود بسیج کلیه امکانات دستگاه های اجرایی در جهت ریشه کنی  اعتیاد و مفاسد اجتماعی، باز هم اعتیاد محور بحث بود،در برنامه اول دیگر چیزی نداشتیم.در برنامه دوم یک مقداری جلوتر رفتیم،بحث نظم و انظباط و قانون گرایی و رعایت اخلاق ،حفظ ارزش های اجتماعی و حقوق اجتماعی مطرح شد بیش از این چیزی در برنامه دوم توسعه نداشتیم.در برنامه سوم توسعه یک مقداری از قبل بیشتر بود  بحث نظام جامعه تامین اجتماعی که بعد منجر به تصویب قانونی شد که در حال حاضر تنها قانونی است که سطوح مختلف پیشگیری از اسیب ها به طور شفاف در انجا وجود دارد،بحث تهاجم فرهنگی،سالم سازی فضای عمومی،فضایل اخلاقی در برنامه سوم امده است. در یک جایی هم به موضوع ازدواج و اینده شغلی جوانان اشاره شده چون وارد بحث که شویم ازدواج و طلاق را باید باهم تحلیل کنیم.تقویت نهاد خانواده و جایگاه زن موضوعی است که دائما تکرار شد برنامه ششم هم باز همین تکرار شد. قانون گرایی مبارزه با فساد مطرح می شود.در ماده ۳۸ یک عبارت پیشگیری از اسیب های اجتماعی امده است.به نظر من در بخش قوانین برنامه توسعه تنها قانونی که نقطه عطفی که در حوزه اسیب های اجتماعی دارد مربوط به برنامه چهارم بود در واقع تنها ماده ایی که به طور شفاف و متفاوت در این حوزه مربوط می شد ماده ۹۷ برنامه چهارم بود.
قانون برنامه چهارم که بعد باز با تغییر دولت بخش عمده‌ی آن هم اجرایی نشد. در سیاست‌های کلی برنامه‌ی چهارم درواقع دارید این برنامه را می‌بینید، سوابق مبارزه با فساد، تقویت نهاد خانواده، بحث آسیبهای اجتماعی، جوانان مطرح می‌شود، بحث ِ مبارزه با جرایم و رذایل اخلاقی مطرح می‌شود بهبود رفتارهای فردی و اجتماعی بعد ماده‌ی ۹۷ بود که به نظر من جامع‌ترین ماده‌ای بود که درواقع ما در سیاست‌گذاری قوانین برنامه‌ی توسعه‌مان بود، راجع به آسیب‌های اجتماعی داشتیم، اونجا پیش‌بینی شده بود که سند ِ جامع کنترل آسیب‌های اجتماعی نوشته بشود، مسئول نوشتنش در سازمان برنامه خود ِ من بودم بعد من برگشتم بهزیستی، ۲۷ استانی و سند استانی هم نوشته شده الان سند وجود دارد در یک مقطعی هم آن سند در سفرهای استانی که دولت قبل می‌رفت با سازمان‌ها خیلی از این توانستند استفاده کنند و منابع مالی را از منابع آن سفر بگیرند. اینجا نگاه به ارتقای سلامت روانی، سلامت اجتماعی، تامین باورها و ارزش‌های دینی است. موضوع نشاط و شادی و امیدواری باز در این برنامه آمده بود. در بحث ِ حاشیه‌نشینی دیگر نگاه بولدوزری نبود، اینجا نگاه، نگاه مداخلات اجتماعی برای سال ۹۷ پیش‌بینی شده‌بود. بحث ِ پیشگیریِ اولیه از بروز ِ مشکلات ِ اجتماعی به ویژه با تاکید بر استفاده از نهادهای آموزش و فرهنگی، ارائه‌ی خدمات ِ به موقع آموزشی و فرهنگی به کسانی که دچار آسیب می‌شوند، و بازتوانی کسانی که درگیر آسیب‌های اجتماعی می‌شوند برای آنکه بتوانند به جامعه برگردند و از ظرفیت سازمان‌های غیر دولتی استفاده بکنند. این از نظر ما تنها ماده ای است که در آسیب‌های اجتماعی در تمام ِ ماده‌های برنامه‌های توسعه به خوبی اشاره کرد. همانجا از بند “ز” به بعد که موضع مواد مخدر مستقل آمده بود، آنجا هم بحث ِ کاهش آسیب بود و در این برنامه آمده بود، در برنامه‌ی پنجم، در سیاست‌های کلی اش تقویت نهاد خانواده باز همان چیزی که در برنامه‌ی چهارم داشتیم، سوم داشتیم، دوم داشتیم، اول داشتیم، درواقع در پنجم هم در سیاست‌های کلی داشتیم باز هم ازدواج و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی ِ جوانان را داریم ، در بخش ِ رویکرد ِ انسان و سلامت جامعه…که ما سلامت روانی و اجتماعی را هم در همین مجموعه می بینیم. بحث ِ امنیت اجتماعی که باز مواد مخدر بود، بحث ِ حاشیه‌نشینی و استفاده از ظرفیت رسانه برای پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی. به عبارتی حالا در بخش ِ اقتصادی سیاست‌های برنامه‌ی پنجم آمده بود توسعه‌ی نظام‌های پیشگیری از آسیب‌های فردی-اجتماعی عبارتی بود که در بخش اقتصادی برنامه‌ی پنجم آمده بود. برنامه‌ی پنجم در ماده‌ی چهل و سه موضوع مراکز مشاوره و ساماندهی‌اش را مطرح می‌کند. تبیین شد و مشکلاتی برای این موضوع پیش آمد نمی دانم چون من خودم هم در همان ستاد یک سال مسئولیت داشتم، هیچ اتفاقی نیفتاد، ماده‌ی ۲۲۵ بود، امنیت زنان و کودکان، که بحث ِ خشونت‌های خانگی قرار بود مطرح شود، تا به امروز اتفاقی نیفتاد، نوشتند، یک مقطعی دولت قبلی نوشتند، یک مقطعی دولت جدید نوشتند، تا به امروز اتفاقی برای این ماده نیفتاد. پس این تا برنامه‌ی پنجم.
در برنامه‌ی ششم در سیاست‌ها دوباره تقویت نهاد خانواده و استیفای حقوق ِ زن در شش برنامه در شش بند تکرار شد. بحث مناطق ِ جاشیه‌نشین مطرح شد، مبارزه‌ی همه‌جانبه با مواد مخدر هم مطرح شده و ادعا کردند که باید ۲۵% کاهش بدهیم که ادعایی ست که از همین الان محکوم به شکست است و اتفاق نخواهد افتاد، حالا همه‌ی این۲ها نوشته شد اما در خود لایحه‌ی برنامه‌ی ششم، در دو لایحه‌ای که دولت به مجلس داد، چه لایحه‌ای که دولت در مجلس قبل داده‌بود چه  لایحه‌ای که لایحه‌ای نبود، اصلاحیه‌ی لایحه بود که آقای دکتر نوبخت ۵ام مرداد امسال به مجلس داد، متاسفانه جز در یکی دو بند، یعنی همین سیاست‌هایی که خودشان نوشتند همین سیاست‌ها هم مبنا قرار نگرفت، همین سیاست‌ها هم بهتر است بگویم ما یک کنفرانسی را برگزار کرده بودیم کنفرانس امور اجتماعی در برنامه‌ی ششم توسعه. همه‌ی دستگاه‌ها بودند، همه‌ی مسئولین بودند، تقریبا دو سال کار شده‌بود. ۳۲ محور داشت. که من مسئولیت علمی این کنفرانس را بر عهده داشتم، ما سیاست‌های برنامه‌ی ششم را احظار کردیم و تقریبا اکثر کسانی که می‌گوییم حالا به غیر از من البته خبرگان این حوزه بودند حضور داشتند. مقاله نبود. سفارش گزارش بود با موقعیت سیاست‌گذاری. آن مرحله‌ی اولی که مقام معظم رهبری سیاست‌ها را ارجاع می‌دهد به مجمع که تصویب کنیم، ۱۹ تا بند راجع به حوزه‌های اجتماعی بود.خروجی همان کنفرانس بود. کمیته‌ای هم در مجمع شکل گرفته بود ولی به یک باره نفهمیدیم چه شد بعد از اینکه در مجمع تصویب شد همه‌چیز عوض شد یعنی زمانی که آمده بود بیرون همه مانده بودیم که این چیست که بیرون امده‌است؟! چون آنچه که مطالبه‌ی بخش ِ اجتماعی بود از برنامه‌ی ششم و تحلیل وضعیتی که در آن قرار داریم، این بود که نگاه جدی‌تری بشود اما … بازنگری‌ای که مجلس انجام داده‌بود در مجلس ِ قبل بهتر بود، حداقل بخشِ اجتماعی‌اش. آنجا خیلی قوی پرداخته شده‌بود ولی اینجا دیگر آن اصلاحیه را قبول نکرد و بعد روی لایحه‌ی جدید دارد کار می‌کند، آنجا یک بخشیش بحث ِ مجازات‌های جایگزین را مطرح کرد که فکر می‌کنم بخش‌نامه ای که اخیرا قوه‌ی قضاییه ارسال کرد، یک بخشش کمک می‌کن به اجرای این موضوع. باز بحث  فضای مجازی را مطرح کرده‌است. مواد مخدر تجمیع شده‌ی سیاست‌های کلی مواد مخدر است. ماده‌ی جدید نیست و در این ماده ارجاع داده‌است به سند راهبردی ِ مبارزه با مواد مخدر که اصلا وجود خارجی ندارد. آمدند و مواد مخدر تنها تچمیعی از آن سیاست‌ها انجام داده‌اند. در ماده‌ی ۲۸ که برای حوزه‌ی قضایی است که مال ِ حوزه‌ی قضایی است که اصلا اجتماعی نیستند. یک بندی گذاشتند که بهزیستی هرکسی پول ندارد و می‌خواهد مشاوره برود مشاوره‌اش بدهید، کل کاری که از بهزیستی در برنامه‌ی ششم خواستند همین است که پول مشاوره‌ی افراد نیازمند را پرداخت کند. در بخش کاهش ِ جرایم ِ کیفری  مطرح هست که من فکر می‌کنم اگر اتفاق بیفتد اتفاق خوبی‌ است که راجع به آن صحبت خواهیم کرد در وضعیت آمار. کاهش عناوین ِ مجرمانه زیرا من این را عددی که شنیده بود ۳۲۰۰ عنوان مجرم. ان شا الله این عددی که گفتم درست باشد مهم این است که ما در ایران عناوین ِ مجرمانه‌ی زیادی داریم. این اگر آمار این پرونده‌هایمان بالا است ۱۵ میلیون پرونده‌ی قضایی ما داریم، این عناوین آنقدر زیاد است. این کل ِ مباحثی است که ما تا به اینجا در برنامه‌های توسعه‌ی کشورمان داشته ایم  در حوزه‌ی آسیب‌های اجتماعی؛ که هیچ‌کدام مربوط به دوران دفاع مقدس نبود. برنامه‌ی ششم آخرین برنامه‌ای است نوشته شد که متاسفانه خیلی هم تفاوتی با برنامه‌ی قبلی هم نمی‌کند. اینجا اگر اجازه بدهید آن سه مفهوم ی بالا را سیاست‌گذاری ِ ساختاری نهادهای اجتماعی را براین اینکه زمان را مدیریت بکنم و بتوانیم مباحث را مطرح بکنیم. راجع به این موضوعاتی که این زیر نوشتم این سه تا را با هم می‌گویم،
ما در حوزه‌ی مواد مخدر تا سال ۷۶ معتاد محرم بود یعنی هیچ استثنایی برای اعتیاد وجود نداشت. از سال ۷۶ مجمع تشخیص قانون را بازنگری می‌کند در آن سال ۵ تا استان پایلوت بودند که در سال ۷۶ یک استان خود ی من مسئولیت داشتم استان مرکزی کار می‌کردم. یک سال مرکز مطالعات خودمعرّف هنوز قانونا معتاد مجرم بود و هنوز قانون تغییر نکرده بود. درواقع در ۷۶ بازنگری میشود
در واقع در ۷۶ بازنگری می شود و می گوید معتاد مجرم است ولی کسانی که برای درمان می روند دیگر مجرم نیستند.اولین تغییر را ما در سال ۷۶ در این حوزه دیدیم منتهی ماهیت برخورد با مواد مخدر عمدتا همان برخورد مقابله ای بود. همچنان هم ستاد مبارزه با مواد مخدر است و این کلمه ، کلمه اشتباهی نیست. من فکر می کنم یک انقلابی در حوزه مواد محدر در سال ۸۵ اتفاق افتاد. تدوین و ابلاغ سیاست های کلی مبارزه با مواد مخدر توسط مقام معظم رهبری. ما در آنجا چند چیز را پذیرفتیم. ۱- ورود سازمان های غیر دولتی به حوزه اعتیاد. ۲- حمایت اجتماعی از معتادین را پذیرفتیم. ۳- استفاده از تمامی ظرفیت ها برای پیشگیری از اعتیاد را رسما پذیرفتیم. در آنجا پذیرفتیم اگر ما نتوانستیم معتاد را درمان کنیم باید به سمت کاهش آسیب حرکت کنیم. حتی این را در سیاست های کلی سال ۸۵ پذیرفتیم ولی هنوز اجرا نکردیم اینکه اگر نتوانستیم معتاد را درمان کنیم مواد کم خطر را جایگزین مواد پر خطر کنیم. ببینید ما در سیاست گذاری از اعدام به کجا رسیدیم. اما در همین بخش ما یک خلا در رابطه با مواد مخدر صنعتی داشتیم. یعنی اگر فرد درگیر جرم در این حوزه می شد ، نوع برخورد ما در حدود کشور مشخص نبود. تا سال ۸۹ مجدد مجمع می آید ، در واقع یک بازنگری در قانون قبلی انجام می دهد و قانون اصلاح مواد مخدر را تصویب می کنیم. در آنجا دیگر موضوع روان گردان ها هم موضوع این بخش می شوند. در آنجا دو تا ماده قانونی خیلی خوبی وجود دارد به ویژه ماده ۱۵ که در آنجا اعتیاد اجباری ، درمان اجباری نیست و داوطلبانه است. همین کمپهایی که راه افتاد بر مبنای همین ماده ۱۵ است.اگرچه در تدوین پروتکل ها فراز و فرود های فراوانی وجود داشت. اما یک ماده ۱۶ داریم که یک مقدار کار را خراب کرده است، همین برخورد جمع آوری با معتادین متجاهر است. از یک طرف سیاست گذاران درست می گویند چرا که می گویند این خواست مردم است که معتادین را از خیابان ها جمع آوری کنیم. از طرف دیگر کسانی که در حوزه اجتماعی کار می کنند میدانند که با زور نمیتوان کسی را درمان کرد. در حال حاضر حداکثر کسانی که وارد ماده ۱۶ میشوند و دیگه برنمی گردند بین ۲ تا ۵ درصد هستند که عملا کارآمدی لازم را ندارد. در دولت قبل متاسفانه با فشار استاندار ها را ملزم کرده بودند که استانها ماده ۱۶ را راه اندازی بکنند و در واقع معتادین را جمع آوری کنند که شما هم اخبارشان را چندین بار شنیدید که چه مشکلاتی ایجاد شد. الان این مصوبه تقریبا ۳-۴ هفته قبل در آخرین جلسه ستاد مبارزه با مواد مخدر  گفته شد که بهزیستی مسولیت ماده ۱۶ را به عهده بگیرد که از نظر من ورود بهزیستی به این حوزه یعنی ورود به باتلاقی که دیگر خارج شدن از آن امکان پذیر نیسست. چون ما اعتقادی به ماده ۱۶ و اینکه معتاد را می توان با زور درمان کرد نداریم. در همین بین بهزیستی شرایط را به  گونه ای درخواست کرده که فکر کنم ستاد زیر بار این شرایط نخواهد رفت. چرا که میداند ماده ۱۶ محکوم به شکست است. چرا که تجربه مناطق بازپروری همان شعبه شماره دو زندان بود. در بخش ساختار در حوزه مواد مخدر یک ستاد وجود دارد که رییس آن منصوب ریاست جمهوری است و معاون آن در مقطع خاتمی مستقل بود و دریک مقطعی به عهده ناجا بود و در دو مفطع وزیر کشور مسولیت آن را به عهده دارد. سازمان های مختلفی هم وظایف مختلفی در این حوزه دارند. در حوزه اعتیاد در دوره دفاع مقدس ما فقط بازپروری را داشتیم. بازپروری در سال ۷۶ تعطیل می شوند لذا ما فقط یک نوع مرکز برای درمان اعتیاد تا سال ۷۶ داشتیم که مراکز بازپروری بود که در اختیار بهزیستی بود. که ما آن را شعبه شماره دو زندان می دانستیم چراکه وقتی قاضی حکم می داد ، میگفت که شخص معتاد را مثلا دو سال در بهزیستی نگه دارید . اما در زمان کنونی برنامه ای نیست که در دنیا در حوزه اعتیاد اجرا بشود ولی در ایران نشود.چه در حوزه درمان چه در حوزه کارشناسی ما DIC  داریم، کلینیک مثلثی داریم. Shelter داریم غذای گرم و سرپناه به آنها میدهیم و از آنها خواهش می کنیم به این مکان ها بیایند و سرنگ هم به آنها می دهیم و کلی از آنها استقبال می کنیم که به این سرپناه ها بیایید تا ایدز نگیرید. مسیر کاملا تغییر کرد. در زمان آقای شاهروی یک کار خیلی خوب انجام شد و آن هم این بود که اگر در زیر پل و یا همچین جاهایی تجمع معتادین را دیدید، شما می توانید سرنگ را بین آنها توزیع کنید و این جرم نیست، در واقع حضرت آیت ا… شاهرودی به اصلاح آن برنامه خیلی کمک کرد. امروز ما در رابطه مبارزه با مواد مخدر کمبود برنامه نداریم. یعنی هرآنچه که این رابطه در دنیا وجود دارد و در حال اجرا است در ایران هم اجرا می شود. یعنی ما در حال حاضر تنوع برنامه های درمان معتادین در کشور را داریم. در حوزه پیشگیری هم در دو سه سال اخیرفعالیت ها بیشتر شده است ما در حال حاضر سندجامع پیشگیری را داریم ، با اینکه پول کمی را به آن اختصاص می دهیم. آموزش و پرورش ، صدا سیما به ویژه در یک سال اخیر، وزارت ارشاد، بهزیستی، ناجا، سازمان تبلیغات و محیط های کارگری درگیر شدند و به نسبت قبل برنامه ها ما در حوزه پیشگری و درمان و حمایت اجتماعی توسعه پیدا کرده است. ما الان در بخش اشتغال و مسکن معتادین منابع خود را صرف می کنیم. بیمه معتادین داریم. ممکن است منابع به قدر کافی نباشند ولی این رویکرد که باید برخورد کنند وجود ندارد.حالا بعد به آمارها خواهم رسید. در راستای HIV و ایدز ما مدت خیلی طولانی ورود به HIV و ایدز نداشتیم . مثل اعتیاد که اول تابو بود ایدز هم تابو بود. ما تا الان ۳تا برنامه استراتژیک داشتیم. سه برنامه ۵ساله که برنامه سومش در دولت قبل مصوب شده بود.سال آینده هم قرار است برنامه چهارمش نوشته بشه. اتفاقی که در این حوزه افتاد این است که ما هرکس که مبتلا به ایدز بود به کرمانشاه می بردیم. در آنجا یک مرکز تاسیسی کرده بودیم و افراد مبتلا به ایدز را در آنجا جمع کرده بودیم. خیلی زود هم متوجه این اشتباه شدیم که نباید این ها را قرنطینه کرد و جدا کرد از جامعه. اما به این دلیل که هم اعتیاد باعث این ویروس میشد هم رابطه جنسی محافظت نشده، جامعه یک مقاومت بسیار زیادی برای ورود به این بخش داشت. برنامه اول و دوم استراتژیک ایدز اصلا به دولت نرفته بود واصلا دولت حاضر نبود این را بپذیرد.
در برنامه سوم ما در حوزه مسائل جنسی کاملا شفاف آمده است، یکی از استراتژی ها کاهش و یا آموزش مسائل جنسی بود که خیلی در آن موفق نشدیم باز هم به این دلیل که تابو را یاد ندادند یک مقطعی یادمه قرار بود در مرکز بازپروری زنان روسپی که در بهزیستی بود حداقل به آنها آموزش دهیم با کمیته ایدزی که در سازمان خودمون داشتیم به محض اینکه این خبر رفت بیرون چنان فشار آمده بود به ما ها که شما چرا این حرف ها را میزنید. الان هم به صورت غیر رسمی مراکز بهبود رفتار وزارت بهداشت و یا در باشگاه های مثبتی که الان خود افراد مبتلا دارند، آموزش ها داده می شود. در برنامه سوم یک مقدار جلوتر آمدیم الان دیگه روز جهانی ایدز را گرامی میداریم، در تلویزیون بحث می کنیم و همایش می گیریم، مسئولین صحبت می کنند و درواقع از بخش سیاست گذاری خارج شدیم. حمایت های اجتماعی از افراد مبتلا می شود، بحث بیمه و کمک به درمان و هزینه های معیشتشان می باشد. یک مقطعی کمیته امداد این کار را انجام می دادو بعد وزارت دفاع مسئولیت این کار را داشت. خب من دو سال دبیر کمیته حمایت های اجتماعی HIV وزارت کشور بودم در حین مسئولیتی که در وزارت دفاع داشتم. اما واقعیت این است که هنوز که هنوزه آن پذیرش اجتماعی خوب از این افراد صورت نگرفته است و یه زمانی آقای احمدی وزیر محترم بهداشت بود ایشان مصاحبه کرد که بهزیستی چرا مراکز قرنطینه برایشان نزده، هیچ کجای دنیا ایدز را قرنطینه نمی کنند افرادی که با آنها سرو کار دارند باید یاد بگیرند که چطور با آنها ارتباط داشته باشند و یا احتیاط های استاندارد را باید در کشور فراگیر بکنند ولی ما متاسفانه آن نگاه را به ایدز داشتیم و همان روز هم ایدز نسبت به بعضی آسیب ها حتی مشروبات هم مظلوم تر است و در عالمی که همه دارند داد می زنند حال به آنها اشاره خواهم کرد که  ما الان چه بحرانی را در حوزه ایدز در ایران داریم و تجربه می کنیم ولی مهم ترین خدمتی که الان به آنها می شود همان باشگاه های مثبتی است که افراد مبتلا خودشان با گروه های خودشان و در واقع گروه های همتا به هم کمک می کنند.
در بحث ازدواج و طلاق، ما قانون تسهیل ازدواج جوانان را داریم، عملا اتفاقی نیفتاد، سیاست های کلی جمعیت را دو سال قبل سال ۱۳۹۲ بود که ابلاغ شد، اتفاقی نیفتاد،  مصوبه شورای انقلاب فرهنگی را داریم که بندش این است که ما برای اینکه بتوانی تشویق بکنیم حالا پاداش   بدهیم و وام و مسکن، واقعیت این است که تا به امروز که موفق نشدیم در این بخش قدمی به جلو برداریم، آمارها نشان می دهدکه ما چه وضعیتی را در حوزه در واقع ازدواج داریم اما در بخش طلاق ما یک بازنگری را در سال ۱۳۷۶ در قانون مصادیق عسر و حرج انجام دادیم. مصادیق که تغییر کرد ما دیدیم که یک دفعه رشد زیادی را در پروندهای مربوط به جرایم و دعواهای خانوادگی را در کشور دیدیم، من یک کتاب دارم که عنوانش همین است ” جرایم و دعواهای خانوادگی تحلیل ده یازده سال بررسی انواع جرایم خانوادگی در کشور”اتفاق دیگری که افتاد من خیلی کوتاه عرض کنم، قانون حمایت از خانواده بود. نمیدانم دوستان الان حضور ذهن دارند این قانون را یا نه ، یک بندش طلاق توافقی را  راحت کرده است، الان ۹۵ و در بعضی جاها ۹۰ درصد طلاق های ما توافقی است، من نمی خواهم بگویم سوختن و ساختن را باید تحمل کرد چون خود آن عوارض دارد اما این قانون به افزایش تسهیل طلاق خیلی کمک کرد اما سیاست حمایتی ما نسبت به بچه های طلاق وجود دارد، سیاست حمایتی ما نسبت به  زنان مطعلقه نیازمند وجود دارد، کمیته امداد و بهزیستی اگر نیازمند باشند از آنها حمایت می کنند و حمایت های متعددی هم از این ها دارند. عین همین هم برای بچه های مبتلا به   در کشور داریم. یه جاهایی هم به نظر من باید در بخش آموزش مهارت های زندگی، ما این بخش را اصلا کار نکردیم. اما سیاست ما برخورد است، اگر مشروبات را می گرفتیم برخورد می کردیم. دوستانی که درگیر این حوزه بودند سه سال قبل، اصلا از دولت قبل شروع شد که ما قبول کردیم که پرتکل درمان الکل بنویسیم و پرتکل درمان الکل نوشته شد و خود من هم حضور داشتم، در دولت جدید آقای رحمانی فضلی دبیر شورای کشور ابلاغ کرد الان درست است که رسما جایی نیست اما غیر رسمی وزارت بهداشت مراکزی را برای درمان الکل راه اندازی کرد چون آمارها خیلی بالا رفت به ویژه آن مقطعی که گروهی مشروب می خوردند و دچار مشکلات می شدند، آن مقطع بازنگری در سیاست هایی در حوزه کلان کشور اتفاق افتاد در واقع خیلی هم مقاومت می کردند که این شرب خمر حرام است و  اصلا نباید برای درمانش اقدام کرد ولی در نهایت کشور پذیرفت که چون آمار خیلی بالا بود و باید فکری برای این موضوع می کرد. تمامی انواع مشروبات این مشکل را داشتند. ما رفسنجان را داشتیم، مقطعی بود که افراد گروهی مصرف می کردند  و دچار مشکل می شدند و آن مقطع دیگر دولت به جایی رسید که دید باید یه فکری به حال مشروبات بکند
بخش دیگر که در حوزه آسیب ها بررسی می کنیم  حوزه مناطق حاشیه نشینی است. سیاست ما بلدوزری بود و در چمن کرمانشاه و بعدش خاک سفید را ما تجربه کردیم. رویکرد بلدوزری داشتیم تا سال ۸۲، سال ۸۲ دولت یک آیین نامه ای را تصویب می کند، آنجا نگاه توانمندسازی مناطق بود و مسئولیتش هم با مسکن و شهرسازی بود، یک اتفاقات خوبی آن مقطع افتاد که دیگر جلوی رویکرد بلدوزری گرفته شد و خودش یک قدم به جلو بود. سال ۹۳ نمیدنم دوستان سند جدید را دیدند یا نه،  به نظر من انقلابی در این حوزه صورت گرفت، دولت کاملا نگاه اجتماعی به این مناطق را  دارد. بعد از این مقام معظم رهبری ورود پیدا کرد به حوزه حاشیه نشینی که هر شهری بیش از یک سوم  از جمعیتش در مناطقش زندگی می کنند مشکلات سیاسی و امنیتی که در این مناطق ایجاد می شد. دولت آقای آخوندی در این بخش خیلی خوب کار کرده و همکارانشان در بخش شرکت مدیران تخصصی هم خوب کار کردند.  سند با نگاه اجتماعی بازنگری شد و جلساتش دارد برگزار می شود. اولین شهر پایلوت اجتماعی را سبزوار انتخاب کردند که مجری اش انجمن ما است و تقریبا کار ما به پایان رسیده است، نگاه اجتماعی به این بخش دارد و دیگر نگاه جزیره ای نیست و نگاه شهروند درجه دو نیست و  باید خدمات به این مناطق هم برود. بحث ادغام در تولیدات شهری است. هجده میلیون نفر از جمعیت ما در محلات ناکارآمد شهری زندگی می کنند که حداقل های خدمات تولیدی را هم ندارند. اتفاقی که در این سند جدید افتاد به نظر من اتفاق خوبی است و آن این است که ما تا ۱۴۰۴ باید حد متوسط خدمات را بدهیم و نگفتیم حد عالی چون این ها حداقل را هم ندارند، حد متوسط خدمات در این بخش بایدحد متوسط خدمات این بخش در واقع باید ارائه شود، سازمان هاى غیر دولتى ورود پیدا کرده اند.موضوع مسئولیت اجتماعى، الان راه و شهرسازى نگاه اجتماعى زیادى دارد،ستادهاى آن خیلى فعال هستند، در استان ها و شهرستان ها مقدارى تعدادشان بیشتر شد.
ما در گذشته اصلاً در این مناطق هیچ پایگاهى نداشتیم، نه تنها ما بلکه هیچ کجا نداشت.در سبزوار که همین امسال رفتیم محله اى بود که سى هزار نفر در آنجا زندگى مى کنند.یک مدرسه بیشتر نداشت، یک در مانگاه ندارد، یک کتابخانه ندارد، هیچى ندارد.سى هزار نفر در یک جا زندگى مى کنند، بیش از جمعیت این شهر هیچ چیز نداشتند؛ همین سال گذشته. حاشیه شهر تعریفش آن جایى است که حداقل خدمات عمومى را نداشته باشند.الان دروازه غار ما حاشیه نشین اند، پل مدیریت، فرحزاد ما هم حاشیه نشین اند، یک مقدارى بهتر شد.-در حوزه ى کودکان و نوجوانان، در زمان جنگ ما کودکان کار و خیابان اصلاً نداشتیم. این موضوع ما نبود، الان موضوع ماست.تقریباً از ٨٧ ، موضوع کودکان خیابانى در ایران شدت بیشترى پیدا کرد، هرچه به جلوتر مى آییم حضور کودکان در خیابان بیشتر مى شود در واقع در کشور.در مورد بحث کودک آزارى که در گذشته ما فقط قانون سال ۵٣ را داشتیم.کودکان بد سرپرست، سال ۵٣ که ٩٢ قانون جدید ابلاغ مى شود.وقانون تأمین زنان و کودکان بى سرپرست سال ٧١ که اگر بچه اى بدسرپرست بود ؛ بهزیستى باید از آن نگه دارى و حمایت بکند.تا سال ٨١ حوزه ى آسیب ها قانون جدیدى تصویب مى شود.آنجا در مورد کودک آزارى دیگر ما فقط دادستان نیست. هرکسى مى تواند در این حوزه باشد، اما بیشتر در همان بخش مداخله بود، یعنى بعد از اینکه افراد دچار مشکل شده بودند. اورژانس اجتماعى از سال هفتاد و هشت راه مى افتد، ٩٢ آیین نامه اورژانس اجتماعى در این بخش تصویب مى شود.الان یک مقدارى از نظر سیاست گذارانمان در حوزه ى کودک آزارى و حمایت از کودکان بد سر پرست .ما الان مشکل قانونى جدى نداریم، نه این که اصلاً نداریم، مشکل قانونى جدى که بخواهیم مداخله بکنیم، حمایت بکنیم، نداریم و با همین قوانین موجود هم مى شود این کار را انجام داد.منابع ما هم در این بخش بیشتر شده، سازمان ها هم الان فعال تر هستند.شهردارى هم ورود پیدا کرد، در گذشته شهردارى حضورى در این بخش نداشت.آموزش و پروش به طور کامل کتمان مى کرد، حال آموزش و پروش در این بخش حضور دارد و ورود پیدا مى کند.-در بخش فضاى مجازى مى دانیم که ما حداقل در دوران دفاع مقدس اصلاً موضوع ما نبود اما الان موضوع ماست، سال ٩٠براى اولین بار شوراى عالى فضاى مجازى شکل میگیرد، مرکز ملى فضاى مجازى شکل میگیرد.مجدد در دوره ى جدید باز این اتفاق مى افتد، منتها در هر دو دوره یک اشتباه انجام میگیرد.تمام آنچه که ما در برخورد با فضاى مجازى مى دانیم.دستگاه ها و آدم هاى اجتماعى-فرهنگى در آن جایگاهى نداردند.چون آن بخش امنیتى و آن تهدید فضاى مجازى بیشتر دارد ولى واقعیت این است که درعمل ما هیچ کارى انجام ندادیم.یعنى امروز اگر قرار باشد فردى به اینترنت اعتیاد پیدا کند هیچ برنامه و هیچ منبعى در واقعیت نداریم.گفتیم مرکز ملى فضاى مجازى؛ مرکز ملى بیشتر مجرى آن سیاست هاست. نتوانستیم در این بخش على رغم تهدید هایى که وجود دارد فعالیت خاصی کنیم البته در بخش کاهش جمعیت کیفرى ،آیین دادرسى کیفرى جدید و قانون مجازات اسلامى جدید و قانون مجازات هاى جایگزین بستر لازم فراهم شده، ولى من فکر میکنم هنوز خیلى کار داریم زیرا بیشترین مشکل ما خود سیستم قضایى است. چرا که سیستم قضایى برخورد قضایى به مراتب بیش تر ترجیح مى دهد، اگرچه قوه قضاییه معاونت پیش گیرى براى خود درست کرده.قبل از آن از زمان آقاى شاهرودی بود یک مقدارى تنازل پیدا کرد.حال معاونت فرهنگى دارد، شوراى حل اختلاف راه اندازى کرد، در این بخش یک قطع زندان باز داشتیم و الان مجازات جایگزین را به ویژه در حوزه ى کودکان داریم.اگر دادستان ها بخش نامه اخیر رئیس قوه قضاییه را قبول و اجرا کنند باز هم در این بخش مى تواند کمک کند.-من فکر میکنم در حوزه ى خانواده دست ما کاملاً بسته است یعنى ما هیچ اقدامى براى تقویت نهاد خانواده کشورمان انجام ندادیم .نه اصل ١٠ را اجرا کردیم و نه آن سند چشم انداز ایران ١۴٠۴ و نه از لحاظ قانون نهاد خانواده.قانون از زمان مدت اجرایش تمام شد و هنوز هیچ بخشى از آن اجرا نشده؛ دوره ى سه ساله اى براى اجرا داشت که اصلاً اتفاقى برایش نیفتاد.-تا قبل از سال ٨٠ بخش غیر دولتى در حوزه ى آسیب هاى اجتماى ورود نداشت. یک قانون تنظیم مقررات مالى دولت که تصویب شد اجازه دادند که در حوزه ى آسیب ها بخش غیر دولتى ورود پیدا کند.
الانم بیشتر در حوزه اعتیاد است و بقیه جاها خیلی کم اجازه دادیم بخش غیردولتی ورود پیدا کند. وارد این بحث میشویم که آمارها در این دو مقطع  می گوید. ما در ابتدای انقلاب هفتاد درصد روستائی بودیم و سی درصد شهری، الآن دقیقا برعکس شده است. فکر میکنم با من هم عقیده باشید که بستر رشد آسیب‌ها در نقاط شهری بیشتراز نقاط روستائی است. در سال ۵۹ ازدواج رشد میکند و طلاق هم به همان نسبت رشد میکند اما در سال ۹۴ ازدواج کاهش دارد و روند رشد طلاق برای اولین بار در چهل پنجاه سال گذشته کند شده است. آنچه در سالهای اخیر کاملا مشخص است روند کاهشی ازدواج است علیرغم اینکه ۱۱ میلیون جمعیت در سن ازدواج داریم. اگر سال ۶۷ را ملاحظه بفرمائید ازدواج ۴.۴ درصد رشد داشت. از بعد جنگ هرچه به جلو می آییم عوارض خودش را در حوزه های مختلف نشان میدهد و آمارهای ما هم دقیقا این را تائید میکند. ما سال ۵۹ به ازای هر ۱۴ ازدواج یک طلاق داشتیم و سال۶۷ هر ۱۱ ازدواج یک طلاق، سال ۸۶ هر ۸.۴ ازدواج یک طلاق و سال ۹۴ هر ۴.۲ ازدواج یک طلاق. برای تهران، البرز، مشهد کمتراز هر۳ ازدواج یک طلاق! سال ۵۷ به ازای هر ساعت ۲.۷ طلاق الان ۱۹ طلاق ثبت میشود. درصد رشد هم متاسفانه درحال افزایش است.
بحث بعد آمار ورودی به زندان است: سال  ۵۹ بیست و یک هزار بوده سال ۹۲ ششصدو ده هزار نفر. در سالهای ۵۹ اعتیاد جرم بود چک جرم بود، مجازات جایگزین نداشتیم، شورای حل اختلاف نداشتیم خرید جرم نداشتیم، اما الان با وجود همه اینها بایستی وضع ماخیلی بهتر میبود. سال ۵۹ هر ساعت ۱۴ نفر الان هر ساعت ۷۰ نفر زندان می روند. شاخص زندانیان در یک لحظه در سال ۶۷ حدود ۷۱ هزار نفر بوده، سال ۸۶ حدود ۱۵۴هزارنفر و سال ۹۳ حدود ۲۲۵هزار نفر! در دنیا میانگین این شاخص ۱۴۰ به ازاء صدهزار جمعیت است. مال ما ۲۸۹ است. امار زنان همیشه بین سه تا چهار پنج بیشتر نبود الانم همین است اما دختران زیر ۱۹ سال آمار فزاینده دارد. در بحث خودکشی یک ناهماهنگی شدیدی هست. اما روند تقریبا ثابت بوده و در بعضی مناطق به طرز عجیبی بالاست. در شهر ایلام ۴۲ برابر میانگین جهانی است. ما در ایران هیچ برنامه‌ای برای پیشگیری از خودکشی نداریم.
در بحث شرب خمر آماری که آقای احمدی مقدم خودش داده بود گفته ۲۰۰ هزار الکلیسم داریم. آنچه که دارد نشان می دهد آن است که مصرف در حال افزایش است، سن در حال پایین آمدن است، دختران ما دارند درگیر می شوند و یک مقدار هم عادی سازی شده است. حالا یک بخشی از آن فیلم های خارجی تأثیرگذار بود و بخش های دیگر مولفه های دیگری است که به سرعت اشاره خواهم کرد. شما نگاه کنید این پیمایش سلامت روانی که سال ۸۹ و ۹۰ وزارت بهداشت انجام داد، ۶.۳ درصد از جمعیت سال ۸۹ گفتند که در طول سال مصرف کردند ببینید چه عددی می شود، اگر ما جمعیت را داشته باشیم خود همین نشان می دهد که آن آماری که ما در پرونده تشکیل دادیم اصلا آمار واقعی نیست. در همین پژوهش نشان داده شده است که ۴۵۰ هزار نفر حداقل  یک بار تجربه مصرف الکل را دارند پژوهش های رسمی نهاد های رسمی و آمارهای رسمی دیگر نیز می باشد. مثلا یک آمار یکی از اعضای کمیته مجلس شورای اسلامی اعلام کرده بود ۲۰۰ میلیون لیتر.هیچکس نقدش نکرد و نگفت که این آمار اشتباه است.و من هم منبع آن را نمیدانستم. الان بحث ثروت خودش را نشان می دهد،ما تا سال ۶۳ قبلش آمار دقیق نداشتیم ۶۸ هزار پرونده تشکیل شده بود سال ۹۴، ۶۹۵  و خود ناجا می گوید که بسیاری از سرقت های خرد دیگر ثبت نمی شود و به سمت سرقت خرد یه تحلیلی داشتند که چرا اصلا به سمت سرقت های خرد در ایران داریم حرکت می کنیم این مساله عمدتا به نیازهای عادی اقتصادی برمی گردد یعنی تأمین آن نیاز فوری و حداقل .در بحث ضرب و جرح باز نگاه کنید،ضرب و جرح عمدی و نه غیر عمدی سال ۶۳، ۱۹۰ هزارتا داشتیم، سال ۹۴ از یکی از آمارهای قضایی گرفتم ۵۵۹ هزار. من اعتقادم بر این است که این شاید ۱۰ الی ۱۵ درصد آنهایی که درگیر ضرب و جرح عمدی می شوند به دادگاه مراجعه می کنند. ۵۵۹ هزار پرونده در سال ۹۴ برای این موضوع تشکیل شد و در بحث درگیری ما آمار نداریم که به حوزه خشونت بر می گردد، خشونت های خانگی باز موضوع دیگری است که ما اطلاعات ریز نداریم ولی می دانیم که وجود دارد. خشونت خانگی اولین مداخله اورژانس درکشور است.همسر آزاری، سالمند آزاری، کودک آزاری، والد آزاری و معلول آزاری و …
در بحث قتل آمارها خیلی متفاوت بوده. ما در ایران در سالهای دفاع مقدس با شاخص قتل عمد در ۱۰۰هزار نفر کاهش داشتیم. آسیبهای اجتماعی در ایران دارد به سمت خانواده میرود. الزام به تمکین را شما ببینید با شاخص به ازای صدهزار نفر، که میشود ۴۰۵ مورد. ترک انفاق هم نشان از وضعی بحرانی دارد، همینجور عسر و حرج را داریم، دعاوی مربوط به مهریه، طلاق که آمار تلخی است. الان جشن طلاق میگیریم، کیک طلاق میبریم و…
در حوزه اعتیاد ما اصلا با مردم صادق نبودیم و آمارهای نادرستی داریم. ما در حوزه مواد مخدر صنعتی اصلا آمار نداریم و نمی توانیم به این آمار تکیه کنیم. در بحث زندانیان مواد مخدر ما در سال ۵۹ فقط ۱۹ خاطر موادمخدر بود الان حدود ۵۰درصد. اینها معتاد نیستند کسانی هستند که به خاطر حمل و توزیع و … مواد مخدر درگیر زندان می شوند. اعتیاد زنان را داریم، مصرف شیشه را داریم که این ها اصلا موضوع دفاع مقدس نبودند.
در بحث اچ آی وی دو سه نکته بگویم: جمع آوری آمار در این حوزه را ما از سال ۶۵ شروع کردیم و آمارش تجمعی است. ما سال ۵۹ سی و یک هزار مبتلا داشتیم که باید این عدد در ۴ ضرب بشود. ۶۵ درصد کسانی که شناسایی شدند از طریق سرنگ آلوده است، حدود ۱۴.۵ درصد رابطه جنسی محافظت نشده است. اما سال ۹۳ کسانی که به خاطر اعتیاد شناسایی شدند ۵۲ درصد ، کسانی که به خاطر الودگی جنسی ۳۸.۵ درصد. در سه سال اخیر روند رشد افرادی که شناسایی شدند به خاطر رابطه جنسی محافظت نشده همیشه از میانگین بالاتر بوده. در این حوزه ما قبول نکردیم که برای پیشگیری مراکز بهبود رفتار را در کشور برای داشتن رابطه جنسی محافظت شده انجام بدیم . گرایش به مواد مخدر صنعتی خودش علاقه مندی به ارتباط جنسی رو افزایش میدهد و معمولا شرکا جنسی شون از همین گروه است.
موج چهارم اچ ای وی ترکیبی از این دو تا است . اعتیاد در سر جای خودش هست اما رابطه جنسی هم سر جای خودش خواهد بود . زنان ما در گذشته ۱ درصد بودند الان بالای ۱۰ درشد هستند . سن در در اچ آی وی در ایران پایین آمد.
هم اکنون در مورد فضای مجازی ضریب نفوذ تلفن همراه ما بیشتر از جمعیت ماست .ضریب نفوذ ما الان ۸۰ درصد است. متاسفانه سواد استفاده از فضای مجازی نیز بالا نیست ، امسال من دیدم که آموزش پرورش برای سال سوم درباره سواد های رسانه ای تدریس بشود و خبر این را هفته پیش اعلام نمودند که جای خوشحالی دارد.
در بخش رسانه و ماهواره به هر صورت ما تحت تاثیر آن فضا قرار گرفتیم ، نمی خواهم بگویم که همه اش تقصیر آنها بوده است . ما آنقدر کم و کسر داشتیم که به بفرمایید شام پناه آوردیم. واقعیت  این  است که ما امروز نتوانستیم از بخش مثبت فضای مجازی استفاده کنیم لذا  بخش منفی  آن برای ما مشکل آفرین شده است .یک پژوهشی داشتم با عنوان فرهنگ گفتگو در خانواده ایرانی که یکی از نتایج آن این بود که میانگین صحبت درون خانواده ۱۵ دقیقه نمیشود .  که این پژو هش مربوط به ۸ سال قبل بوده است که اگر الان تکرار شود کمتر شده است .امروزه همه چیز در موبایل ها است در حالی که در گذشته این موارد نبوده است و این مسائل به هر صورت جذابیت هم دارد. حال این رسانه سن آسیب را پایین آورده است و مشکل دیگر این است که دختران ما بیشتر درگیر شده اند. از طرف دیگر مشکلش این است که سکون ایجاد میکند و نشان نمیدهد که درگیر آسیب اجتماعی شده است بنابراین مزمن میشود فضای مجازی در این بخش .
در باب فرقه های ضاله آماری دارم که چون این آمار محرمانه است قابل انتشار نمیباشد . ولی اصلا وضعیت مناسبی نداریم.
تحلیلی هم که درباره برنامه های رسانه ای خارجی انجام شد مطرح میکند که درست است که عموم برنامه های فارسی زبان تم مذهبی دارند یعنی بیشترین فراوانی را تم مذهبی دارند ولی در تمام این موضوعات ، عادی سازی مسائل جنسی ، عادی سازی روابط فرا زناشویی این ها دقیقا جزو موضوعاتی است که در این بخش است .
جمع بندی
شاخص نشاط اجتماعی ما در سال ۲۰۱۴ در بین ۱۵۷ کشور ۱۱۵ بود این در حالی است که در سال ۲۰۱۵ ، ۱۱۰ شدیم .دو تحلیل است دراین باره  وجود دارد که یا کشور های دیگر از ما بدتر شدن یا اینکه  بعد از برجا م یک امیدواری ایجاد شد. الان نمیتوان پاسخ دقیقی به اینها بدهم ، اینها فقط فروضی است که تغییر رتبه مان راشاید نشان دهد .
یک پژوهشی صورت گرفته بود که در بین  کشور های غمگین جهان ما بعد از عراق بودیم . خشونت ها دقیقا نشان میدهد این موضوع را .
در گزارش سال گذشته وزارت کشور درباره سرمایه اجتماعی که منتشر شد ، ما هیچ وقت در دوره های گذشته سرمایه اجتماعیمان این قدر پایین نبود . ما در دوره جنگ شهید داده بودیم ، خانواده ها چند تا شهید میدادن و پشت جبهه را هم کمک میکردند و هیچ مطالبه هم نداشتند اما الان ما حاضر نشدیم ۴۵ هزار تومن رو ببخشیم . به دلیل اینکه اعتماد نداشتیم . حالا با اختلاس و مواردی که پیش آمد این اعتماد پایین تر آمد . این پژوهش مرحله دومش هم اجرا شد و یافته هایش منتشر نشده است .
امار وزارت بهداشت این است که ۲۳ درصد مردم حداقل ۱ اختلال را دارند این در ایران ۳۴ درصد است .  حال این در محله دروازه غار ۸۳ درصد است . در گرگان ۶۶ دردصد است .
واقعیت این است که اخلاق در جامعه مان ضعیف شد . ما کلا ۳۰ هزار نفر درگیر جرائم جنسی در کشور داریم .
ما در بخش سلامت اجتماعی کار خاصی نکردیم تا به امروز نه سلامت اجتماعی سنجیده شد و نه محور سیاست گذاری ما بوده است .
مسئولیت اجتماعی را هنوز جدی نگرفته ایم . کشور های دیگر خیلی روی این بخش سرمایه  گذاری کرده اند .
در بخش تامین اجتماعی مطالبه گر نیستیم برای یارانه و سوختمون دعوا میکنیم ولی برای حقوق اجتماعی مون دعوا نمیکنیم. نگاه سیاسی امنیتی را در این بخش حاکم کردیم .
در بخش سیاست گذاری زمانی که ما بخواهیم دو  دوره زمانی را مقایسه کنیم ، نگاهمان واقع بینانه تر شد ولی هنوز واقع بینانه نیست . در بحث مقایسه در تمام حوزه ها سیاست گذاری های ما نسبت به آسیب های اجتماعی امروز  بهتر شده بخصوص بعد از ورود مقام معظم رهبری. اما هنوز نگاه به آسیب‌های اجتماعی نگاه امنیتی است.  مثلا می گویند بسپاریم به وزارت کشور. در بخش خدمات ما امزور تنوع خدمات را در کشورمان داریم. دسترسی هم بیشتر شده و دستگاههای بیشتری در این حوزه کار میکنند. اما دستگاههایی که در این حوزه در کشور کار میکنند، معاونت اجتماعی ناجا ده پانزده سال است که راه افتاده است، اطلاعات راه افتاده، سپاه راه افتاده، دستگاه های اجتماعی راه افتاده، شهرداریها، حلال احمر ورود پیدا کرده، به نسبت گذشته تعدد دستگاهها را داریم ولی واقعیت این است که علیرغم اینکه ما همه این چیزها را داریم، نیاز داریم که برنامه های ما این پنج ویژگی را داشته باشند. هیچ برنامه ای در هیچ کدام از دو دوران چه در دوران دفاع مقدس و چه بعد از آن این پنج ویژگی را ندارد. برنامه های ما فراگیر نیست، جامعیت لازم را ندارد، کفایت لازم را ندارد، پایداری و استقرار ندارد و اثربخش هم نیست. که اگر اثربخش بود ما اکنون پانزده میلیون پرونده قضائی نداشتیم. نگرانی ما این است که آسیب های اجتماعی ما در آینده چندتا ویژگی دارد: یک اینکه شیب ما به سمت مواد مخدر صنعتی بیشتر می شود. دوم به سمت زنانه تر شدن تغییر مسیر می دهیم. ویژگی سوم اینکه آسیب‌های ما کودکانه تر می شوند و سن آسیب‌ها پایین تر می آید. ویژگی دیگر اینکه آسیبها به سمت شادی های لحظه ای میروند، سکس در فضای واقعی و مجازی، مواد مخدر صنعتی، مشروب این کار را می کنند و در نهایت آسیب‌ها به سمت خانواده می رود. و وقتی به سمت خانواده رفت مزمن میشود. آینده امنیت کشور ما با آسیب‌ها گره خورده است. و اگر نتوانیم تدبیر درستی اتخاذ کنیم و صادقانه با مردم برخورد کنیم امنیت ما دچار مشکل خواهد شد.

مطالب مرتبط